مراسم تودیع و معارفه شهردار ......
از چند روز پیش خبرهایی تو شهر و تو محافل مختلف پیچید که شهردار جدید شنبه معرفی میشه .
اصلا اگه کسی هم قبلا نمیشنید ولی ماشین های جلوی هتل رو میدید میفهمید که خبرهایی هست .
بگذریم ....
تو این مراسم اتفاقات جالبی افتاد که قالبا شیرین و جالب بود ولی چندتایی هم به تلخی میزد .
توی این مراسم نبودن رضی کاظمی به چشم میومد که بعد توسط گوهررستمی اعلام شد که به مکه رفته .
جدا نشستن سید کمال از بقیه آقایان هم نکته ای بود که از ابتدا به چشم میومد .
اول صحبت های گوهررستمی بود که در مورد خسارات سیل و در مورد شهرداران قدیم و جدید بود .
بعد از اون باباخانی در مورد شهر نمونه گردشگری و اتحاد و همدلی مردم برای ایجاد دانشگاه بین المللی و متحد بودن مسئولین شهر برای کمک به شهرداری و انتظار مردم و مسئولین نسبت به شهرداری و از این طور چیزها صحبت کرد .
باقرزاده هم در این مراسم رک ترین سخنران نسبت به مرادی بود .
وی در سخنانش به مرادی توصیه کرد که از فرصت سوزی بپرهیزه و فرصت سازی کنه .
نیکنام نماینده مردم در مجلس هم در مورد انتظار از شهرداری و دیدارش با قالیباف برای خواهر خواندگی رامسر و تهران صحبت کرد .
وی خواهان عوض شدن اسم شهردار به یک اسم زیباتر هم بود .
خانم رحیم مشایی هم که یکی از چندین سخنران این مراسم بود متنی رو که از قبل آماده کرده بود رو می خواست با تمرکز و تسلط بخونه .
ولی سخنرانی قربانی (که شاید انتظار همچین سخنرانی از وی میرفت ) فضا رو یک مقدار عوض کرد .
قربانی تو سخنرانیش از تفرقه و چند دستگی در شورا گله و البته چند بار از گوهررستمی و امینی شاد تشکر کرد .
ولی در آخر به مرادی مژده داد که اتحاد در بین مسئولین رامسر خیلی بالاست و تا حالا جایی ندیده .
توی این مراسم رئیس شورای شهر کرج هم سخنرانی کرد .
توی صحبت هاش به قربانی گفت که اختلاف سلیقه در ذات شوراست و این امری طبیعیه .
همچنین گفت : که خودم ۴ سال شهردار بودم و الان ۳ دوره عضو شورا هستم .
یکی از اتفاقات جالب این مراسم قطع برق موقع سخنرانی هاشمی معاون عمرانی استاندار بود .
هاشمی هم در این مراسم از هفته بسیج شروع کرد و به شهرداری رسید .
ولی آخرین سخنران این مراسم مرادی شهردار جدید رامسر بود .
اون ابتدا داستان اومدنش به رامسر رو تعریف کرد .
مرادی گفت : ابتدا که این پیشنهاد به من شد با مشورتی که کردم به این نتیجه رسیدم که کار کردن توی مازندران سخته و از آقایان شورا عذرخواهی کردم .
ولی طی جلسات بعدی با فرماندار و اعضای شورا و اخیرا هم با امام جمعه کرج به ترتیب باعث شد که در تصمیم خودم تجدید نظر کنم .
وی در آخر گفت : در آینده نزدیک برنامه های عملی رو ارائه میدم .
حکم شهردار توسط هاشمی به مرادی داده شد .
حسن ختام این برنامه اهدای هدایا و لوح های تقدیر به قربانی و رحیم مشایی بود .
دو اتفاق جالب دیگه هم در این هنگام اتفاق افتاد .
اول بر روی سن حاضر نشدن سیدی که با اصرارهای زیاد باقرزاده و باباخانی و گوهررستمی باز هم راضی نشد که بره بالا .
اتفاق جالب بعد گیر کردن کاپشن رئیس جوان نظام مهندسی استان موقع اهدای جایزه به قربانی بود که با هزار زور و زحمت موفق شد کاپشن رو به صورت نصف و نیمه بپوشه .
ناگفته نمونه که این مراسم تا حدود ساعت ۱۳ طول کشید و باقرزاده تنها کسی بود که وقت کرد تا بره بین مراسم نمازش رو بخونه !!!!
در آخر هم این مراسم با ماچ و بوسه های مردم به پایان رسید .
خدا بخیر بگذرونه ....
و آنگاه که کاری از دست مردها بر نمی آید !!!
شاید این مطلب رو باید خیلی وقت پیش از این مینوشتم ولی ......
بعد از استعفای قربانی خبری که مثل توپ توی رامسر و شاید استان منفجر شد این بود که خانم سپیده رحیم مشایی بعنوان سرپرست شهرداری رامسر انتخاب شد .
اون موقع خیلی ها به این مسئله اعتراض کردند و میگفتند : ده مرد شهر دل نبا !!!!
خیلی های دیگه هم که ادعای روشن فکری شون میشد میگفتند :
آخه لیسانس حسابداری رو چه به شهرداری !!!
ولی خوب ....
بعد از گذشت چند مدت و ایجاد تحول حداقل ظاهری در شهر مطمئنم خیلی از کسانی که وجدان داشتند از حرفهای قبلی خودشون برگشتند .
گروه اول که به جنسیت سرپرست گیر میدادند دارای همون طرز فکر قدیمی بودند .
گروه دوم که به مدرک وی گیر میدادند هم یادشون رفته بود که تجربه خودش بهترین علمه ...
ناگفته نمونه که خیلی ها هم از این مسئله بعنوان یک بازی سیاسی نام میبردند .
بطوری که با آمدن سپیده رحیم مشایی و عملکرد ضعیف احتمالی وی چهره دولت بدلیل همنامی وی با آقای رحیم مشایی معاون رئیس جمهور تخریب گردد .
که البته این دیدگاه طرفداران زیادی نداشت .
جالب اینجاست که آسفالت میدان شهید خلعتبری تا میدان بسیج هم که هیچ ربطی به شهرداری نداشت در نگاه متفاوت مردم به انتخاب یک زن بعنوان سرپرست شهرداری موثر بود .
احداث حدود ۲۰ روزه پارک ورزشی شهروند در بلوار معلم - شروع احداث پارک کودک در لیدو - شروع احداث یک پارک دیگر در نقطه دیگری از شهر - تمیز نمودن و مرتب نمودن قابل توجه شهر - آذین بندی و تزیین بموقع شهر در مناسبت ها و خیلی کارهای عمرانی دیگه که شاید فکر میشد از یک سرپرست آن هم زن بر بیاید .
با این اوصاف شاید با آمدن آقای مرادی حکم معاونت برازنده این بانوی پرتلاش رامسری باشد .
رمز پنهان در انگشت حلقه چیست؟
لطیمی
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید تا معجزهای شگفتانگیز را متوجه شوید.
مالیات بر ارزش افزده چیست؟
از: لطیمی
با اجرای مالیات بر ارزش افزوده، سلسله مراتب تولید از پرداخت مالیات بر تجمیع عوارض معاف میشوند و در عوض این توزیعکننده نهایی است که باید مالیات را محاسبه و از خریدار نهایی دریافت کند.
این روزها آغاز اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، خبر اول بازار ایران شده است. این قانون که سال گذشته پس از ماهها بحث و بررسی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید، مقرر میدارد واردکنندگان و توزیعکنندگان عمده کالاها و خدمات مصرفی، ضمن شناسایی سلسله مراتب تهیه و توزیع کالای خود، در فاکتور فروش کالا به مصرفکننده نهایی سه درصد مالیات محاسبه و از مشتری دریافت کنند.
با اجرای این قانون، قانون تجمیع عوارض که از اوایل دهه 80 در کشور اجرا میشد ملغی میشود.
ارزش افزوده به چه معنی است؟ ادامه مطلب
سلام رامسرنیوز...
با سلام و احترام
خبر نامه مورخ ۱۸ مهر ۸۷ تان را خواندم و از تنوع اخبارو سایر
برنامه های گنجانده شده در سایتتان لذت کافی بردم و لذا برای
شما موفقیت هر چه بیشتر آرزومندم.
با تجدید احترام - داود جلالی
از ساکنان بهشت زمینی خداوند – رامسر = djalalix@yahoo.com
پیام تشکر
با درودفراوان
با تشکر و سپاس از درج خبر همایش دوچرخه سواری استان مازنداران در وب لاگ خود.
سپاس خود را از همکاری کلیه عوامل هماهنگی و اجرائی که منظم و بدون کوچکترین عیب و نقصی در سومین همایش دوچرخه سواری که در سطح استان زر خیز مازنداران صورت پذیرفت را اعلام میداریم .
و همچنین تشکر خود و کلیه دست اندرکاران دفتر خدمات مسافرت هوائی و جهانگردی آویژگان را به جهت انعکاس خبر این همایش به محضر شما عزیزان اعلام میدارم .
به امید حمایتهای شما در برگزاری هر چه بهتر این چنین همایشهای خاص جهت ترغیب جوانان در پا گذاردن در عرصه ورزش و گردشگری .
تعداد 5000 عکس از صحنه های مختلف در طول 4 روز برگزاری این همایش تهیه شده است که می توان در صورت نیاز آن رسانه محترم خبری در تهیه گزارش مصور در اختیار شما عزیزان قرار دهیم .
با تشکر و سپاس بی پایان
کاظم رضائی
مدیریت آویژگان
---------------------------------------------------------------------------------
رامسرنیوز:
تشکر متقابل بخاطر برگزاری اینچنین رویدادهای فرهنگی و ورزشی که بی شک در «بهینه سازی معرفی جاذبه های گردشگری سرزمینهای شمالی ایران» نقش قابل توجهی دارد.آماده همکاریهای بیشتر خصوصا در زمینه مسائل پیشنهاد شده هستیم.
گلایه های صمیمانه با ریاست محترم جمهوری
عبدالرحمن باقرزاده - امام جمعه رامسر
هر چند در شرایط فعلی تقویت دولت و رئیس جمهور محترم بعنوان یک وظیفه و ضرورت انکار ناپذیر مورد تأکید همه دلسوزان نظام اسلامی می باشد و ما نیز در راستای تبعیت از سیاستهای اصولی مقام معظم رهبری مد ظله العالی خود را موظف به وظیفه مزبور می دانیم ولی با اینحال انتقاد و ابراز گلایه های صمیمانه را نیز در تعارض با وظیفه فوق نمی دانیم.
چندی پیش، موضوعی ورزشی در رسانه ها مورد بحث و گفتگو قرار گرفت که نهایتا با مداخله و تدبیر ریاست محترم جمهور حل و فصل گردید. موضوع مزبور مربوط به " حق پخش مسابقات ورزشی در سیما " بود که از طرفی فدراسیون فوتبال بعنوان متولی فوتبال کشور و به حمایت از ضرورت پرداخت مبلغی بعنوان حق پخش مسابقات فوتبال به باشگاهها، حتی تهدید به ممانعت از ضبط مسابقات جهت پخش در تلویزیون نموده و از طرف دیگر مسئولین محترم صدا و سیما با استناد به قوانین و مقررات موجود از پذیرش پرداخت حق پخش خودداری می کرد که نهایتا با تدبیر جناب آقای دکتر احمدی نژاد و پیدا کردن راهی برای کمکهای مالی به صدا و سیما برای جبران هزینه سنگین پرداخت حق پخش، این قضیه حل و فصل گردید.
اینکه چرا باید تحت فشار FIFA وAFC و بعنوان حرفه ای کردن فوتبال چنین هزینه ای بر صدا و سیما تحمیل شود با آنکه پخش فوتبال از سیما علاوه بر پاسخگویی به نیاز جامعه، سبب شهرت و افزایش قیمت بازیکنان و سود سرشار باشگاهها از ناحیه فروش آنان (ترانسفر) و ... می شود ، مطلبی تخصصی است که باید کارشناسان امر پاسخگوی آن باشند و ما در مقام بررسی درستی و یا نادرستی درخواست فدراسیون فوتبال و حمایت رییس جمهور محترم از آن نیستیم.
آنچه که موجب این یادداشت گلایه آمیز شد این است که چرا در سایر عرصه های اجتماعی، شاهد این میزان اهتمام نیستیم. چرا برای قرارداد بازیکنان فوتبال (که انصافا ورزشی جذاب و مورد علاقه و حمایت آحاد ملت نیز می باشد) و حمایت از باشگاههای آن، میلیاردها تومان از کیسه بیت المال هزینه می شود ولی برای تشویق نخبگان جوان و نگهداری آنان در کشور بمراتب کمتر توجّه می گردد.
از طرف دیگر، آیا به همین میزان برای حمایت از اماکن دینی و نوسازی آن ، اهتمام وجود دارد؟!.
پر واضح است که سرمایه گذاری اصولی در امر ورزش بصورت اصولی مورد حمایت همگان و شاید ضرورت امروز جامعه نیز باشد ولی بنظر می رسد اهتمام به آن بمراتب از اهتمام به زیر بناهای فرهنگی مانند حمایت از اماکن دینی چون مساجد بیشتر شده است.
هر چند دولت اصولگرا ، حمایت از ارزشهای دینی را وجهه همت خود قرار داده، ولی در این میان، بعضی بی توجهی ها این رویکرد را زیر سؤال برده است.
برای این ادعا دهها مورد قابل ارائه می باشد ولی بعنوان نمونه علیرغم کمک 30 میلیونی دولت محترم در سال 85 به پروژه مسجد جامع پیامبر اعظم (ص) _بازار رامسر _ که این حقیر مستقیما با آن درگیر می باشم، تاکنون چندین نامه از سوی این جانب به ریاست محترم جمهور برای جلب کمک بیشتر به این پروژه بزرگ دینی شهر، _ علیرغم دستور جناب آقای سعیدلو معاون محترم اجرایی در یک مورد _ از سوی دفتر ایشان با بی توجهی و بی مهری مواجه شده و با پاس کاری بی نتیجه به سازمان اوقاف کشور همراه شده است.
بعضی از اوقات با خود میگویم: کاش بجای مسجد جامع، برای پروژه ای ورزشی درخواست مساعدت می شد. شاید زودتر و بهتر به نتیجه می رسیدیم!!
آگهی دعوت به همکاری
بسمه تعالی
ریاست محترم اداره ...............
برادر/خواهر محترم
موضوع: در خواست
با عرض سلام و دعای خیر،
احترامأ به استحضار میرساند فیلمی تحت عنوان״ رامسر (قدیم و جدید) ״ توسط فرزندان این آب و خاک در حال تهیه می باشد. لذا خواهشمند است چنانچه در موارد ذیل اطلاعاتی از شهرستان رامسر در گذشته و حال در اختیار دارید، به آدرس های ذیل ارسال فرمایید.
1-عکس( موضوع آزاد)
2- فیلم از وضعیت زندگی مردم در گذشته وحال و سایر جاذبه های گردشگری و طبیعی.
3-خاطرات مکتوب - نوار صدا
4-مکتوبات و اسناد و اوراق قدیمی مربوط به وضعیت تاریخی، طبیعی و جغرافیایی و زمین شناسی رامسر در گذشته و حال و نقشه های جغرافیایی و توپوگرافی منطقه.
5- مراسم مذهبی، ورزشی،سرگرمی ها ، اعیاد ، جشن ها و بازیهای محلی.
6- مراسم افتتاحیه و کلنگ زنی اماکن دولتی و غیر دولتی عمومی در گذشته و حال.
7- مسافرت مسئولین محترم استان و کشور به شهرستان رامسر(قدیم و جدید).
8- رامسر در اینترنت.
توجه:
لازم به ذکر است جوایز ارزنده ای برای بهترین گزینه های انتخابی در نظر گرفته شده است و کلیه آثار بعد از بررسی های کارشناسی عودت داده می شوند. مستدعی است جهت اطلاع رسانی به پرسنل محترم و نصب در تابلو اعلانات همکاری لازم را مبذول فرمائید.
قبلأ از همکاری صمیمانه و خیر خواهانه شما جهت پیشرفت و توسعه و آبادانی شهر رامسر کمال تشکر و سپاسگذاری را دارد.
محمد ولی تکاسی
مجری طرح
راه بی برگشت اصلاحات اقتصادی اصولگرایان
دکتر میلاد محقق
نقش اقتصاد در زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه و تاثیر آن بر امنیت... ادامه مطلب
راز انگشتان شما
شایسته خلعتبری
آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کردهاید؟ تا به حال فکر کردهاید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.
انگشت شماره 1 این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.
انگشت شماره 2 این انگشت نماد کار میباشد و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری میدهند انسانهای کاری هستند و بطور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند.
انگشت شماره 3 این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان میدهد، افرادی که این انگشت را انتخاب میکنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.
انگشت شماره 4 این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، انسانهای احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند.
انگشت شماره 5 این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و کسانی که به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و بطور کلی روابط بین افراد اهمیت میدهند.
یادداشتی از: شیخ صفر قاسمی-رامسر
*قاسمی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رامسر در دولت اصلاحات است.این یادداشت هم چندی پیش در هفته نامه محلی موج شمال منتشر شده است.
اعضای محترم شورای اسلامی شهر مظلوم رامسر
با درود و احترام به تمامی شما شوراییان و ارادت خاص به بعضی از شما ، اجازه می خواهم نکاتی را من باب تذکر و یادآوری،بیان نمایم تا شاید در این مقطع حساس و نگران کننده به کار آید:
به یاد بیاورید:
در کوران تبلیغات انتخابات شوراها چه امیدها و نویدهایی را در دل شهروندان رامسری روشن کردید: بعضی از شما در تبلیغات زودرس انتخاباتی با سوار شدن برموج کمبودها و دشواریها ی شهری ، چه بداخلاقی ها و بی تقوائیهایی از خود بروز دادید.
بعضی از شما با تصویر های شاعرانه و نرم ، از ساختن شهر و بیان آرمانی نگاه معصومانه خیل عظیم جوانان را به سمت خود جلب کردید.
بعضی از شما با انتقاد از اسلاف مبنی بر خودخواهی و خود محوری ، شهری برای همه را برای مردم نقاشی کردید.
بعضی از شما با انتقادات آتشین از عدم اعتماد به جوانان و توانائیهای نیروی های بومی، از غیر بومیان حاکم انتقادو مردم را به نیروی فکری و توانایی عملی جوانان امیدوار کردید.
دههاو دهها انتقادهای وارد و ناوارد و صدها وعده و وعید ممکن و ناممکن.
به یاد بیاورید:
ـ فردای پیروزی در کوی و برزن مردم را گرد خویش جمع کرده و از پیر و جوان ، آگاه و ناآگاه ، خوابیده و بیدار ، زن ومرد ـ رهنمود خواستید و در خانه های خدا ( به چه نیتی خدا می داند) مردم را به هیجان آوردید که فلان است و فلان.
در مجامع عمومی و خصوصی وارد شده و سعی نمودید با وعده هایی که در توان یک دولت هم نیست و حرکات شعاری افکار عمومی را به سمت خود جلب کنید.
بیاد بیاورید: که با کدامین نیّت ( خدا می داند) انتخاب شهردار را در بوق و کرنا کردید، رامسرهای متخصص و دلسوز را به یاری طلبیدید و آنچه که نباید با حیثیت و آبروی خلق الله کردید.
بیاد بیاورید در بحث شهردار اول چنان کودکانه بی تدبیری کردید که مردم کوچه و بازار که کاری به کار متولیان امور ندارند از زیر و بم شما خبردارشدند و چنان کمبودهای شخصیتی و ندانسته های خود را بیرون ریختید که شهر تهوع گرفت. عاقبت کارآن شد که نمی دانم فردای قیامت چه جوابی برای خدا و خلق خدا خواهید داشت.
بیاد بیاورید شهرداری را آوردید که یک روز تجربه مدیریتی نداشت ، اداره یک سازمان کوچک را تجربه نکرده بود و شهرداری را نمی شناخت ، شهر ، مردم ، نخبگان ، روحیة پرسنل خدوم و زحمتکش شهرداری را نمی شناخت.
از فردای آوردنش چنان کردید که معلوم بود پس فردا باید برود.
بیاد بیاورید: از فردای انتصاب شهردار بعضی از شما فراموش کردید که شورا هستید و کار شهرداری با شهردار است.چنان ژشت شهرداربودن گرفتید و دست به کارهایی زدید که بنیان کار شهرداری را بر باد دادید و معلوم نیست جبران خسارت های ناشی از دخالت های فردی بعضی از شما را چه زمانی باید محاسبه و چگونه باید از شما پس گرفت.
بیاد بیاورید؛ظرفیت سیاسی بعضی از شما چقدر پایین بود . بیاد بیاورید؛ ثبات رأی شما چقدر است.بیاد بیاورید چقدر تصمیمات عملی گرفتید و از همه مهمتر بیاد بیاورید با آراء مردم، این حق النّاس چه کردید.
بیاد بیاورید و بیاد بیاورید .از شما نمی خواهم به زبان بیاورید، فقط در این ماه خدا ، ماه توبه و بازگشت به ذات پاک ربوبی و در آستانة شبهای قدر وجدان خویش را قاضی قرار داده و در محضر خدا خود را ارزیابی کنید. در محضر خدا از گردنکشی ، کبر ، غرور و منیّت های زودگذر بپرهیزید که پایان خوشی نخواهد داشت.
ازآنجا که در تخصص و تجربه مدیریتی بعضی از شما، تردیدی نیست می پرسم:
1)چرا فرایند تلخ و زجرآور انتخاب شهرداراول برای شما درس عبرت نشد.
2) چرا رفتار کودکانه و بهانه های بنی اسرائیلی و فرافکنی بعضی از شما رنگی از پختگی و نجابت به خود نگرفت.
3) چرا پس از یک سال ونیم نیاموختید که کار شورا یی ، یعنی شفاف بودن ، پذیرش نظر جمع ، اعتماد به آرای عمومی ، فراموش کردن خطاهای جزیی ، تصمیم سازی و تصمیم گیری ، دوری از دخالت های نابجا در کار شهرداری و پیمانکاران
4)چرا پس از رفتن شهردار مستعفی ـ جناب آقای مهندس قربانی که قربانی بی تدبیری شماها شد ـ مردم خوشحال نشدند.
5)چرا در تصمیمات خود با افراد امین ، دلسوز ، متخصص و بی نظر مشورت نمی کنید. اگر مشورت می کنید توصیه میکنم در سلامت مشاورین خود تجدید نظر کنید.
6) چرا نمی توانید همدیگر را تحمل کنید : هر کدامتان می خواهید تمام شورا باشید. به قول جمعی از شهروندان، شورای رامسر نیاز به شورای حل اختلاف دارد.
7) چرا خود محوری ومنیّت را به جایی رساندید که جمعی از مردم که شما در انتخابات سنگ آنها را به سینه
می زدید به طعنه پیشنهاد می دهند؛ شورای شهر ، رامسر را به پنج بخش تقسیم کند. هر بخش را به یک عضو بسپارد و هر عضو هم یک شهردار برای خود تعیین کند تا به خلق خدا آنگونه که می خواهند خدمت کنند.
باز هم از شما می پرسم:
8)ملاک شما در تعیین سرپرست دوّم چه بود؟ نحوه انتخاب شما چگونه بود؟ چرا جوانب را بررسی نکردید؟
9) آیا می دانید با انتخاب این سرپرست بدون رایزنی با بدنه کارشناسی شهرداری و ایجاد ارتباط با آنان ، چه ضربه سختی به مشروعیت و مقبولیت خود وارد کردید؟
10) آیا در زمان انتخاب سرپرست فعلی، به حق امضاء دوم در شهرداری و پیامدهای آن فکر کردید که با ایجاد
پست های موقت چه ضربه ای به روحیه افراد وارد می کنید؟
11)آیا می دانید بسیاری از نخبگان شهری ، سازمانهای مردم نهاد ودلسوز شهر، اصناف ، بازاریان ،کسبه ، فرهنگیان، و سایر اقشار شهری خود را از شما مبری می دانند و از انتخاب خود سخت پشیمان هستند.
12) آیا می دانید با حرکات ناشیانه و احساساتی با حیثیت اجرایی نیروهای جوان و کارآمد شهر بازی کردید؟
13) آیا می دانید با سوزاندن فرصت ها پروژه های نیمه تمام همچنان راکد ماندندو پروژه ی تازه ای کلید نخورد،
نمی دانم چگونه باید این زیان را جبران کنید؟
14) آیا می دانید رفتار شما با نیروهای بومی و متخصصانی که به آبادانی شهر و بهبود اوضاع و به سر انجام رساندن اوضاع آشفته ناشی از رفتار زشت و غیر شورایی شما ایجاد شده فکری می کنند، چگونه است؟
اگرچه فرصت ها از دست رفت ولی گفته اند : ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است.
همتی کنید و ما را از خجالت و شرمندگی در نزد مردم برهانید.
از خدای بزرگ وشهید محراب این ماه برای اصلاح امور طلب کمک می کنم و شما را به خدا می سپارم .
باشد تا زمان بین این مردم و شما قضاوت کند.
منبع: مازندنومه
خاتمی! نذار بگم دیگه دوستت ندارم
خاتمی! نذار بگم دیگه دوستت ندارم
ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 8 مهر 1387 [2008.09.29]
خاتمی جان! عزیز دلم! کوچولوی بال و پر شکسته. واسه چی ما رو عذاب می دی و رفتی توی بایگانی تاریخ قایم شدی؟ باهاس چی کار کنیم که پاشی بیایی ملت رو از سرگردونی نجات بدی؟ تو که می دونی این اوضاع اگه همین جوری پیش بره، نصف ملت دنیا شون می شه آخرت یزید و نصف دیگه هم باید برن جلو تا چهار سال دیگه بوق بزنن. تو می خوای چی رو برای کجا و چه زمانی حفظ کنی؟ می خوای افتخاراتت رو واسه چی نگه داری؟ می ترسی چی بشه؟ می ترسی دوباره بیفتی وسط یک مشت گرگ درنده که روزی نه تا بحران واسه ات بزان و نذارن که به تحقیقات مربوط به حقوق شهروندی ات برسی؟ بابا! ای ول با این مرام ات! مصبتو شکر با این حال دادن ات درست زمانی که همه دارن حال یه ملت وامونده جامونده از همه جارونده رو می گیرن! آخه این هم شد کار؟
من می دونم وقتی بخوای بیای ممکنه دوباره سرها بره توی پرونده های قدیمی و دوباره بقول خودت بداخلاقی ها شروع بشه، ولی جون حاجی! فکر ما رو چرا نمی کنی؟ چرا فکر نمی کنی ما هم آدمیم؟ چرا فکر نمی کنی ما هم دوست داریم وقتی اسم رئیس جمهور کشورمون می آد حداقل رومون بشه سرمون رو بالا کنیم و یه نگاه به عکس رئیس جمهور کنیم و فکر کنیم حداقل یه آدم رئیس جمهورمونه که روزی شصت بار دروغ نمی گه و هفته ای صد روز ملت رو عقب تر نمی بره! آخه رفیق جان! مرد مومن! ما سر همون سفره بی نون و نمک زندون اوین که هر کدوم مون یه دور به عشق خنده ها و شادی های یک ملت رفتیم توش، با هم نون و نمک خوردیم. حالا خودت خداروشکر زندون نرفتی، ولی وزیرت که رفت، اون یکی وزیرت که دستش شکست، بالاخره همدردیم، یعنی اصلا نمی خوای ما رو.... آره؟ جون مادرت که ایشاللا خدا بهش عمر طولانی بده، ما رو آدم حساب کن. نمی تونی بفهمی ماها از این وضع خسته شدیم؟ باید سرمون رو از پنجره در بیاریم و جیغ بزنیم خاتمی بیا، خاتمی بیا؟ حالا بفرض این کار رو هم بکنیم، تو که محل نمی گذاری. چی کار کنیم؟
محمد جونم! سید! الهی هر چی درد و بلاته بخوره توی سر این محمود، الهی قدت سر چشم هر کی نمی تونه ببیندت درآد، آدم این قدر ناز نازی؟ به قول امیرکبیر به سرباز مملکت یک عمر مواجب می دن که یک روز بره بجنگه، ما که مواجب به تو ندادیم، یعنی نداشتیم که بدیم، تازه می دادیم هم که تو نمی خواستی، ولی کم بهت احترام گذاشتیم؟ کم برات کتک خوردیم؟ کم بخاطرت انفرادی کشیدیم؟ کم بخاطرت تهمت خوردیم و تحقیر شدیم؟ کم بخاطرت دربدری و مکافات دوری از مملکت کشیدیم؟ پنج سال بچه تو و رفیق هاتو نبینی بخاطر اینکه دلت خواسته مملکت ات آبرویی داشته باشه و کسی جرات نکنه اسم کشورت رو با تحقیر ببره. آخه رفیق! ما که فحش تو خوردیم، ما که کتک خورمون ملس شد واسه اینکه تو باشی، ما که بقدر خستگی دست و از دست دادن نور چشم نوشتیم و با تحمل اضطراب هر روز و هر روز و هر روز قاضی مرتضوی پات وایستادیم، حالا دیگه اصلا دوزار هم ما رو آدم حساب نمی کنی؟ رفیق جان! ما بریم سراغ کی؟ بریم سراغ هاشمی که اونم کم ناز و ادا نداره، تازه بدبختی اینه که طرف اسمش بد دررفته، شده زمین بایر، هر چی هم آبش بدی و بذر بپاشی و کار توش بکنی بعد از ده سال می شه چهار تا درخت پسته که نصفش پوکه و نصفش دربسته، حالا همه اینها هیچی! وقتی اسمش می آد، ملت گوش شون رو گل گرفتن و چشم شون رو بکلی بستن. اگه دستشو بکنه عسل دماوند و بذاره توی دهن همین رفیق و رفقای خودمون، باز هم گازش می گیرن. مکافات اینه. حالا این یکی هیچی! سید! تو که نیای اون شیخ اصلاحات می آد که هنوز نیومده داره به در و دیوار سنگ پرت می کنه، بابا یواش! سرمون رو شکستی! ول بده داداش، نمی خوای راه بدی، تموم فامیل رو ضایع نکن. می خواد یه انتخابات شرکت کنه همه مون رو کرد یه لته کهنه و تپوند توی سولاخ راه آب. بدبختی مون رو ببین که وسط این همه کامران و هومن که تازه اونها هم کانادایی شدن و بعد از سه هزار سال داریوش و کورش و هوخشتره، باید زیر علم باقر سینه بزنیم. بیست سال زور زدیم تا مخملباف شد ژان لوک گودار، حالا باید بیست سال زور بزنیم تا قالیباف بشه ژاک شیراک. بابا، خاتمی! رفیق جان! نذار ما که عادت کردیم به یه آدم حسابی به اسم ممد آقا خاتمی گرفتار یه مشت ذلیل علیل بشیم که نه به بارن و نه به دارن و تازه معلوم نیست اگه بیان چی می خواد بشه.
رفیق جان! محمد طلا! سید خندان! جون حاجی دودره مون نکن. بذار بعد از چهار سال تشنگی و مکافات یه آب خوش از گلومون بره پایین. مگه ما چه کردیم که نباس دو روز خوش تو این دنیا ببینیم؟ سید! اینها که می گن توی دوره خاتمی هیچ اتفاقی نیفتاد زر می زنن قورمه سبزی، از اونی که دو روز زندان رفت و شد پابلو پیکاسو تا اونی که وقتی زندون رفت عشقش خاتمی بود و وقتی از زندون بیرون اومد جواب سلام نلسون ماندلا رو هم نمی داد. و اونی که چهار سال ختم " صد روز با خاتمی" گرفته بود و حالا سر ختم خاتمی هم ممکنه سروکله اش پیدا نشه.
حاجی! ما اگه همونی که داشتیم رو بخوایم باهاس دم کی رو ببینیم؟ گفتی اقتصاد حالی ام نیست، ولی اومدی و رفتی و نه برقی قطع شد و نه گوجه فرنگی شد چراغ خطر اقتصادی و نه مملکت شد آشغالدونی واردات موز و خیار و سیب زمینی. بابا! تو خودت حالی ات نیست، تو اقتصاد بلدی، دلیل اش هم همون کاری که کردی. گفتی که شرمنده ای که نتونستی آزادی بدی، ما هم زدیم تو سرت که بی عرضه ای. اما این حاج محمود بلایی سر مملکت آورد که تو که زمانی به نظر بعضی از بروبکس مانع اصلی آزادی توی کشور بودی الآن شدی آرزوی همه ملت. نه که تو عوض شده باشی، نه، ولی تازه ملت فهمیدن یه رئیس جمهور بی عرضه یعنی چی؟ تازه فهمیدن روزنومه نداشتن یعنی چی! تازه فهمیدن چهار تا قطعنامه توی دو سال یعنی چی! تازه فهمیدن بی احترامی در تمام جهان یعنی چی؟ تازه دارن می فهمن آرامش و آزادی یعنی چی. بابا! درسته چهار تا مثل من و فلونی و فلونی چهار تا پس گردنی خوردیم و رب و رب مون رو یاد کردیم، ولی حداقل چهار تا دختر همسایه و پسر همسایه مون تونستن مثل آدم دست همدیگه رو بگیرن و توی خیابون راه برن. حداقل این بود که کسی جرات نمی کرد چهار تا وب سایت درپیتی رو فیلتر کنه و دست بذاره روی چشم ملت که نبین و گوششو بگیره که نشنو. حداقل این بود که سالی هزار تا کتاب چاپ می کردیم بدون اینکه یک سال منتظر بمونیم تا اجازه کتابی که سه ماه صرف نوشتن اش شده بگیریم. حداقل این بود که چهار تا آدم باحال اگه می خواستن برن مهمونی اجنه و عزرائیل بالای سرشون ظاهر نمی شد. حداقل این بود که اگر می رفتی دفتر معاون دانشگاه که نمره تو درست کنی ترتیب تو نمی داد و تازه بعدش به زور عقدت نمی کرد. حداقل این بود که هفته ای یک ترور نبود و سر یکی رو نمی بریدن..... بابا اینها که حداقل نیست، من می خوام برگردم به همون حداقل انسانی.
ببین، محمد جان! قربون اون عبای سفیدت برم! به حرف این بچه گاگولایی که وقتی می خوان سراغ تاریخ می رن سه هزار سال قبل و وقتی می رن سراغ جغرافیا می رن پنج هزار کیلومتر اون ور تر گوش نکن. ما که می دونیم ایرونی هستیم و همسایه عراق و افغانستان و ترکیه و پاکستان هستیم و مطمئنیم که ایران همجوار سوئیس و اتریش نیست، از طرفی می دونیم که اگر بخواهیم گذشته رو ببینیم دیگه فوقش می ریم زمان هاشمی، نه، می ریم زمان هویدا، خیلی که بخواهیم زور بزنیم می ریم زمان مصدق، ورنمی داریم زرتی بریم سراغ جمشید و داریوش و خشایارشاه. ما می دونیم واقعیت چیه، اگه هم ده سال پیش الدرم بلدرم می کردیم و می خواستیم تو بشی رهبر اپوزیسیون، من یکی که غلط کردم، گه خوردم. بقیه خودشون می دونن رژیم غذایی شون چیه، من می خوام تو بشی رئیس جمهور. یه رئیس جمهور که چهار تا وزیر با سابقه بگذاره برای گردوندن مملکت، یه رئیس جمهور که هر چهار سال یک سال یا حداکثر دو بار بره نیویورک، سالی هم دو بار بره فرنگ، بقیه وقتش رو هم به اداره مملکت بگذرونه. ما رئیس جمهوری نمی خوایم که دنیا رو مدیریت کنه ولی توی کشورش همه همدیگه رو بخورن، بیا! این یکی اومد راه بره، چنان ضایع کرد که تا پونزده سال باهاس سیفون بکشی و عطر و گلاب بزنی که بوی رئیس جمهور از شامه ملت حذف بشه. چه جوری بهت بگم، ما یه رئیس جمهور می خوایم که برق مون قطع نشه، فیلتر نشیم، روزنامه داشته باشیم، احترام داشته باشیم، روزی که می آد قیمت خونه اگه صد میلیون هست، بعد از چهار سال مثلا بشه صد و بیست میلیون نه دویست و پنجاه میلیون.
خاتمی جونم! عزیز دلم! چه جوری بهت باید قول بدیم که بچه های خوبی هستیم و بخدا بهت کمک می کنیم که مملکت رو اداره کنی، بهت کمک می کنیم و بیخودی هم هر روز تند نمی ریم که اذیتت کنیم. همراه ات هستیم و دل مون لک زده که مثل آدم زندگی کنیم. ما از بی احترامی خسته شدیم. ما از اینکه هر روز بشنویم یکی دیگه از بهترین بچه های این مملکت رفت فرنگ و دیگه نمی آد خسته شدیم. ما از اینکه هر روز دروغ بشنویم خسته شدیم، ما از اینکه هر روز ببینیم یک وزیر بی عرضه می ره کنار یکی بی عرضه تر می آد جاش خسته شدیم. ما از اینکه قیمت ها مثل موشک می ره بالا و در عوض موشک ها سقوط می کنه خسته شدیم. ما از خالی بندی ها خسته شدیم. ببین! چرا نمی فهمی!؟ چرا نمی تونی بدبختی ما رو درک کنی! ما از این وضع خسته شدیم. باید چی کار کنیم؟ باید همه جای شهر اسمتو بنویسیم روی در و دیوار؟ باید ملت عکس خاتمی رو بزنن روی ماشین و لباس شون و هر جا دست شون می رسه تا بفهمی؟ باید هر جا سخنرانی می شه جمع بشن و شعار بدن که بیایی؟ چی کار کنیم؟ جون حاجی بگو چه کنیم؟ آخه رفیق جان! یه نیگاه به تقویمت بنداز و ببین روزها همین جوری داره می گذره و هر چه می گذره آقاتیزه دندون هاش رو برای قاپیدن یک دوره دیگه ریاست جمهوری تیز می کنه.
ببین حاجی! دارم جدی می گم! تو شدی عین دخترعمو خوشگله که می خواهیم نامزدمون بشی، نشستی واسه خودت لب جوب، یه گل مریم هم گرفتی دستت و پرشو می کنی و هی می گی می شه نمی شه، می شه نمی شه، می شه نمی شه، بابا اگه می شه، بگو ما هم بریم تهیه و تدارک، شاید بابات رضایت داد، حضرت عباسی اگه رضایت ندی ممکنه یکی بره زن فرنگی بگیره، یکی هم بگه دلمو به همین مهوش خانوم خوش می کنم، بالاخره وقتی برق قطع باشه آدم روی نحس اش رو نمی بینه. ولی آخه این یارو هم ددری یه، هم بد اداست، هم دائم خونه باباست، هم می ره دیدن غریبون. تو رضایت بده، ما هم این ور قضیه حواس مون هست، اگه کسی خواست مراسم رو به هم بزنه و تحریم کنه و پشت سر رفیق مون حرف بزنه، نه دیگه دوست و رفیق سرمون می شه، نه دیگه حاضریم کوتاه بیاییم. نه که رفیق باز نیستیم، ولی رفیق اصلی ما مملکته و عشق اصلی مون کشوری که هر روز داره توی لجن و کثافت دیوانگی و بی عقلی فرو می ره.
من نمی دونم، شاید هم دلت با ما نیست، شاید می ترسی دوباره بگی آره، نه ماه به شکم بکشی آخرش هم یه بچه ناقص الخلقه به دنیا بیاد که نه قیافه اش به ملت ما شبیهه نه به دولت تو، اگه می خوای بگی نه، جون مادرت همین فردا بگو نه، ولی دست ما رو تو پوست گردو نذار. اگه نمی خوای خودت بیای، حالا که همه قبولت دارن، هر چی آدم گنده است جمع کن، برین بشینین توی یک خونه ای، دو روز حرف بزنین، آخر کار یکی رو انتخاب کنین که همه مون پاش وایستیم و از شر این زن بابا راحت بشیم. اگه این کار رو بکنی، هم عقل کردین، هم ملت می آن پشت سرتون، گیریم که چهار تا دله دیوونه نیان، بقول شیرازی ها باکی نیست. منتهی هر کاری می کنی زودتر، بابا لایت! بابا یواش! تا تو بگی نه، یارو سه دور کره زمین رو دور زده و یه متر دیگه به حجم کثافت مملکت اضافه کرده.
خاتمی جونم! من کاری به هیچ کس ندارم. این نامه رو هم واسه این دارم منتشر می کنم چون می دونم اینجوری زودتر به دستت می رسه، به من باید جواب بدی! من واسه ات زندگی مو گذاشتم، می دونم خیلی ها این کار رو کردن، ولی من کار خودمو می کنم. به من جواب بده، یا بگو آره و بیا و پاش وایستا و پات وای میستیم، یا بگو نه و به عنوان کسی که همه مون قبولت داریم، با بقیه اونهایی که می خوان مسائل کشور رو توی ایران حل کنن، بشینین یکی رو انتخاب کنین و اون بشه نامزد ائتلاف، ما هم تصمیم شما رو قبول داریم.
گفتم ما تصمیم شما رو قبول داریم، گفتم ما، فکر نکن خودمو جمع بستم که بگم از طرف ملت حرف می زنم، نه حاجی! دیگه اون عادت ها توی سر ما یکی که دیگه نیست. خودمو جمع بستم که تنها نباشم. حرف آخرم هم اینه که اگه جواب دادی که دادی، اگه ندادی، دیگه اصلا باهات حرف نمی زنم، توی روت هم نیگاه نمی کنم. مطمئن باش نمی رم سراغ غریبون، منتهی دیگه یادم می ره که یه روزی یه محمد خاتمی مشتی باحال داشتیم که می تونست گره کارمون رو واکنه، ولی اینقدر دست دست کرد که موهای سرمون عین دندونامون سفید شد.
مخلص رفیق
ابراهیم نبوی
هشتم شهریور 1387
دوستان عزیز!
کسانی که دوست دارند در مورد این نامه نظر بدهند، می توانند علاوه بر ارسال نظرات شان از همین جا که طبعا فقط خودم می خوانم، به سایت دوم دام دات کام بیایند و نظرات شان را بگذارند تا من آن ها را منتشر کنم. می خواهم این نامه را کامل کنیم و بفرستیم برای طرف، اگر هم مخالفید نظرتان را بگوئید.
www.doomdam.com
آگهی دعوت به همکاری
از لیسانسیه های مرد بومی با مشخصات ذیل جهت عضویت در شوراهای حل اختلاف دادگستری شهرستان رامسر دعوت بعمل می آید:
۱-ترجیحاً لیسانس حقوق قضایی یا فقه
2-متاهل
3-35 سال به بالا
مهلت: تا پایان روز جمعه 12/7/87
شماره تماس:09111946495
سید کمال سیدی
شکست دوباره لوله انتقال آب رامسر
با تلاش مهندسین و جوشکاران اداره آب محل شکستگی لوله در میانهاله در ساعت حدود ۵ صبح روز سه شنبه جوشکاری شد .
ولی متاسفانه چندی بعد لوله خط انتقال در محل دیگر دچار شکستگی شد .
علت مسئله این است که به دلیل خاک برداری برای تعریض جاده و همچنین بارش باران خاک اطراف خط انتقال سست شده و با توجه به فشار آب لوله حرکت می کند و دچار شکستگی می شود .
لازم به ذکر است بی تدبیری مسئولین توسعه راهها به شدت در این مشکلات دیده می شود .
پسر یه مسئول
علت قطع چندین ساعته آب در رامسر
همون طور که میدونید آب رامسر حدود ساعت ۱۱ صبح روز دوشنبه قطع شد و تا ساعاتی از بامداد این قطعی ادامه پیدا کرد .
علت این مسئله شکسته شدن لوله انتقال آب رامسر در میانهاله در هنگام خاک برداری و شن ریزی برای تعریض جاده بود .
چیزی که بسیار در این حادثه مهم بود بی توجهی محض مسئولین توسعه راهها نسبت به این مسئله بود .
به طوری که آقایان چندین متر از خاک اطراف لوله انتقال آب رامسر را بدون هیچ گونه پایه نگهدارنده محکمی برداشتند و هیچ توجهی به حرکت لوله نداشتند .
نکته جالب تر درگیری لفظی مسئولین آب شهرستان با مسئول توسعه راههاست .
تا حدی که یکی از مسئولین آب خود را در جلوی کامیون قرار می دهد و میگوید از می خواهید شن را بریزید باید آن را روی من خالی کنید .
مسئول توسعه راهها می گوید : به جهنم آب رامسر قطع میشه من باید کار خودم رو انجام بدم .(نقل با مضمون)
به هر حال این هم یکی دیگر از نمونه های بارز بی توجهی مسئولین خرد استانی به مسائل و مشکلات غرب مازندران است .
در آخر از مهندس فکری نیا که خود به شخصه تا زمان حل مشکل (چکمه پوشان) در محل حاضر بودند از طرف مردم فهیم رامسر تشکر می کنم .
به امید کار کردن تمام مسئولین برای رضای خدا چه در غرب و چه در شرق مازندران !!!
پسر یه مسئول
پول ملی و طرح حذف صفر از آن | |
تاریخچه ی حذف صفر از پول حذف صفر واحد پولی کشورها، نخستین بار در آلمان و پس از جنگ جهانی دوم رخ داد. این کشور زیر فشار اقتصادی ناشی از جنگ جهانی دوم و خسارتهای بر جای مانده از آن، تورمی شدید را تجربه میکرد که سیاستگذاران اقتصادی آلمان را وادار به حذف صفرها از مارک کرد. از سال ۱۹۶۰ تا کنون ، در ۷۱ مورد دولتهای در حال توسعه مجبور شده اند چندین صفر را از پول ملی خود حذف کنند .آخرین نمونه در این زمینه به زیمبابوه مربوط می شود که طی آن دولت این کشور ۱۰ صفر از پول ملی این کشور حذف کرد. در ژانویه ۲۰۰۵ نیز، ترکیه لیره جدید را جایگزین لیره قدیم خود کرد . بر این اساس ، هر یک میلیون لیره قدیم ترکیه ( حذف شش صفر ) به یک لیره جدید تبدیل شد . در ماه جولای همین سال نیز رومانی با حذف چهار صفر واحد پول جدید خود موسوم به لیو را معرفی کرد . در هر دو مورد، دولتهای ترکیه و رومانی پیام آشکاری را برای مردم و جامعه بین الملل فرستادند و آن اینکه سیاستهای اقتصادی دولت در گذشته اشتباه بوده است . حذف صفر ها نیز ابعاد مختلفی داشته است . در این مدت از ۱۴ مورد حذف یک صفر ۹ مورد حذف شش صفر وجود داشته است و میانگین آن حذف سه صفر از پول ملی بوده است . نوزده کشور در این مدت یک بار اقدام به حذف صفر کرده اند و ده کشور نیز دو بار این کار را انجام دادند . آرژانتین چهار بار ، یوگسلاوی سابق ۵ بار و برزیل نیز شش بار صفر های پول ملی خود را حذف کردند . ایران پس از زیمبابوه بحرانزده با تورم یازده میلیون و 250 هزار درصدی و برمه فقیرترین کشور آسیا، با تورم 40 درصدی از حیث تورمی در رده سوم جهان قرار دارد. *********************** حذف صفر از پول ملی حذف صفر از پول ملی چندی است که مجددا در ادبیات اقتصادی جامعه خود را نمایان کرده است. پیشنهاد حذف یک صفر ؛ تبدیل ریال به تومان ؛ حذف سه صفر و حتی حذف چهار صفر و انتخاب نامی جدید برای پول ملی اذهان برخی را به خود مشغول کرده است. موضوع حذف صفر از پول ملی ؛ در سال 72 که طهماسب مظاهری در بانک مرکزی حضور داشته ، در دستور کار اداره بررسیهای اقتصادی بانک مرکزی قرار گرفت اما برخی مسوولان بعدی با این اقدام موافق نبودند و بررسیها لازم متوقف شد. پس از گذشت 14سال از این طرح سرانجام رئیس جمهوری دستور بررسی حذف 3 صفر از پول ملی را در بخشهای تخصصی بانک مرکزی صادر کرد. در همین حال وزیر امور اقتصادی و دارایی از تصویب پیشنهاد حذف صفرهای پول ملی در کارگروه تحول اقتصادی دولت خبر داد و گفت: هم اکنون این کارگروه در حال بررسی زمان اجرایی شدن این پیشنهاد است.
علت حذف صفر از پول ملی از سوئی بانک مرکزی سرانه اسکناس در ایران را 114 برگ اعلام و تصریح کرده است: این حجم از سرانه اسکناس ایران را جزو کشورهای رکوردار در این زمینه قرار داده است، زیرا سرانه اسکناس در کشورهای پیشرفته بین 12 تا 14 برگ است. از دیگر سو کاهش ارزش پولی ملاک است . قدرت خرید اسکناس هزار تومانی که برای بار اول در سال 1351 منتشر شده است ؛ معادل 128 هزار تومان امروز است . و اسکناس ١٠٫٠٠٠ ریالی در حال حاضر فقط حدود ٢٥ ریال سی سال پیش قدرت خرید دارد. این در حالی است که در مقابل ارز های خارجی ؛ پولهای درشت ما معادل پول خرد بسیاری از کشورهای جهان اعتبار دارد. به عنوان نمونه یک پوند انگلیس حدودد ۲۰۰۰۰ ریال ( دو هزار تومان ) ایران و یک دلار آمریکا معادل ده هزار ریال ما و هزار تومان ما معادل 4 ریال عربستان سعودی است که در عربستان تقریبا پول خرد تلقی میشود. مزایای حذف صفر از پول ملی یک نگرش اقتصادی بر این باور است سیستم باید طوری باشد که مردم احساس راحتی وآسایش بیشتری در معاملات روزمره داشته باشند. بطور قطع اتخاذ چنین تصمیمی(حذف صفر از واحد پولی) موجب می شود تا فعالیتهای اقتصادی با سهولت بیشتری انجام شود. همینک داد وستد روزانه مردم با تومان انجام می شود ( یعنی حذف یک صفر ) ارتباط قیمت ها با ریال برای جامعه قابل لمس نیست ومردم در معاملات روزانه به واقع تصوری از ریال ندارند. حذف صفر از لحاظ نوشتاری هم کار را راحت ترخواهد کرد هم اثرات روانی اقتصادی کمتری بجای می گذارد. بطور اختصار حذف صفرهای پول ملی 7 مزیت عمده به دنبال دارد که مشتملبر کاهش حجم اسکناس، سادگی در مبادلات، نگهداری سادهتر حسابها، ارقام و ترازنامهها، اشغال فضای کمتر آمار و اطلاعات مالی در حافظه و هارد رایانهها، نقل و انتقال سهلتر پول، کاهش آثار روانی تورم و نیز صرفه جویی در وقت برای شمارش حجم زیاد اسکناسها است. حذف صفر از پول ملی ابزاری برای حمایت دولت از اقتدار سیاستهای پولی نیز به شمار می رود . بطور قطع اگر مردم اعتماد خود را نسبت به پول ملی از دست بدهند ، ارزهای خارجی به خصوص آنها که پرستیژ بیشتری دارد ، رواج خواهد یافت . این مساله فشار روانی و اقتصادی زیادی را بر دولتها وارد خواهد کرد . آنگاه سیاستهای اقتصادی نه تنها تحت تاثیر بازارهای مالی بین المللی قرار می گیرند بلکه بانکهای مرکزی خارجی نیز بر سیاستهای اقتصادی تاثیر خواهند گذاشت .
معایب حذف صفر از پول ملی اولا باید توجه داشت که به لحاظ روانی حذف سه صفر یا چهار صفر از واحد پول ملی خود می تواند تورم زا باشد زیرا در صورت تبدیل اسکناس 1000 تومانی به یک اسکناس و یا سکه 1 تومانی آیا می توان انتظار قیمتهای زیر یک تومان را داشت؟ ثانیا در صورت حذف 3 صفر یا بیشتر ،برای خرید یک نان 100 تومانی (به قیمت الان) چقدر باید پول بدهیم؟یعنی ناچاریم اجزای پول هم ایجاد کنیم .مثل قران و شاهی یا عباسی سابق. در واقع یا جنس زیر یک تومان جدید (1000 تومان سابق) نباید داشته باشیم ،یا اجزاء جدید پولی معرفی کنیم که با این کار بر می گردیم جای اول. عده ای از کارشناسان اعتقاد دارند ؛ حذف صفر از پول ملی مشکلات اقتصادی فعلی را رفع نخواهد کرد و علاوه بر آن که هیچ تاثیر مثبتی بر روی تورم ندارد ،تحمیل هزینه های اضافی نیز محسوب می شود . برخی چاپ اسکناس های 50 و 100 تومانی راه کار مناسبی برای مقابله با تورم دانسته اند و می گویند راه مناسبی است تا دیگر نیازی به این قبیل راهکارهای غیر کارشناسی نیز نباشد .برخی دیگر معتقدند با پرداخت بدهی های دولت به سیستم بانکی وکوچک سازی دولت تورم کاهش می یابد و آنگاه نیازی به حذف صفر از پول ملی نخواهد بود.
نام جدید برای پول ملی بطور طبیعی وقتی صفر از پول ملی حذف شود نیاز به یک نام دیگر احساس می شود. با حذف یک صفر مردم به راحتی تومان را می پذیرند ؛ همانگونه که اینک در تجارت نامی از ریال وجود ندارد و عملا ریال از چرخه ی بازار حذف شده است. اما اگر لازم باشد سه یا چهار صفر از پول ملی حذف شود آنگاه نام پول جدید چه خواهد بود. ریال واژه ای اسپانیائی و تومان واژه ای ترکی است برخی « دارک » را مطرح کرده اند. دارک ظاهرا نام واحد پول دوره هخامنشی و نامی کاملا ایرانی است که از ریشه دارایی میآید.
راهکارهائی موقت تا حذف صفر از پول ملی بانک مرکزی نه ایران چک بلکه اسکناس۵۰ و ۱۰۰ هزار تومانی چاپ کرده است. این اقدام بانک مرکزی به نظر می رسد در راستای فرهنگ سازی برای حذف صفرهای پول ملی صورت گرفته است. با نگاهی به ایران چک های جدید عملا چهار صفر از پول ملی حذف شده است. عدد درشت ۵۰ و ۱۰۰ در گوشه ی سمت راست و بالا تداعی کننده ی این امر است که صفر ها از پول ملی رخت بر بسته اند. بانک مرکزی با این کار ؛ دو برنامه را همزمان به پیش برده است ؛ اولا با انتشار چک هائی که به مثابه ی پول کاربری دارند ؛ اسکناس درشت ۵۰ و ۱۰۰ هزارتومانی را به راحتی چاپ و منتشر کرده است ؛ ثانیا با حذف چهر صفر و بزرگ نمائی آن این نکته را گوشزد کرده است که عملا چهار صفر از پول ملی حذف شده است. موضوع دیگر اینکه ؛همینک وقتی به بازار و تجارت مراجعه شود یک نکته ی قابل لمس به وضوح دیده می شود و آن این است که برای خرید اقلام قیمت بالا مردم خود چهار صفر را از پول ملی حذف کرده اند و به اقلام کمتر از یک میلیون تومان با رقمی یاد می کنند که پسوند هزار ندارد. بعنوان نمونه یخچال ۶۰۰ تومان ؛ جاروبرقی ۶۰ تومان ؛ تلویزیون ۲۰۰ تومان و ... و برای اقلام بیش از یک میلیون راهکار دیگری پیموده اند که همان حذف چهار صفر را تداعی می کند . به عنوان نمونه قیمت جنسی که ۱۲.۰۰۰.۰۰۰ ریال یا ۱.۲۰۰.۰۰۰ تومان ارزش دارد می گویند یک و دویست. با این حساب مردم خود چهار صفر از پول ملی را بی ارزش دانسته و از گفتن آن امتناع می کنند ؛ البته برای این قسمت واحد پولی خاصی را بیان نمی کنند. آنچه مسلم است حذف چهار صفر ؛ مناسبتر از حذف سه صفر است چرا که مردم به حذف چهار صفر بطور ناخودآگاه عادت کرده اند.
جمع بندی مطلب آنچه مسلم است دستور حذف صفر از پول ملی صادر شده است . اینکه یک یا چند صفر از پول ملی حذف شود به بررسی کارشناسانه ی اقتصاددانان بستگی دارد. در خصوص اینکه حذف صفر از پول ملی اثرات تورمی دارد ؛ یا نه ؛ بین کارشناسان مسائل اقتصادی اختلاف نظر وجود دارد. اما نکته ای که لازم است کارشناسان اقتصادی آن را در نظر بگیرند این است که اکنون مردم بطور ناخودآگاه و بطور داوطلبانه نسبت به حذف چهار صفر از پول ملی اقدام کرده اند. شاید لازم باشد پول های درشت تری چاپ شوند تا مردم از حمل پول های کم ارزش و حجم پرکن خودداری کنند. بی شک تغییر در ماهیت اسکناس ها ؛ هزینه های هنگفتی را بر بدنه ی دولت و همینطور بر هزینه های غیر مرتبط مردم وارد خواهد کرد. هرچقدر کاهش این فشار در دوران تورم و گرانی های موجود کمتر باشد ؛ به یقین فشار بر دهک های پائین جامعه کمتر خواهد بود. |
| |
*** نظری بر دعا ؛ از زاویه ای دیگر *** *** | |
ماه رمضان آمده است و بطور طبیعی گرایش بندگان مومن و مسلم خدا بسوی دعا و قرآن سوق پیدا کرده است. پیشتر چند مبحث ویژه ی دعا نوشته شده بود که سرفصل های آنها به شرح ذیل است :
اما متن این بخش این گفتار کمی متفاوت از بخشهای پیشین است. در این بخش توجه عزیزان به نکته ی جدیدی از راز و رمز دعاها جلب می شود. با کمی دقت و حوصله در دعاهای روزانه ی ماه مبارک رمضان ؛ اذکار روزهای هفته ؛ دعاهای ایام هفته با نکته ی زیبا مواجه می شوید که شاید با آن آشنا هستید ولی کمتر بدان توجه نموده اید. آن نکته این است که دعاهای ذکر شده ضمن کوتاهی مطلب دارای تنوع مطلب می باشند. هیچ کدام از دعاهای یاد شده دارای مضمون یگانه ای نیستند؛ به عبارت ساده تر ؛ هر دعا ؛ خواسته ای اختصاص یافته به خود را شامل می شود. اما اگر اهل دعا باشید و کمی به دعاهای خود رجوع کنید و یا در منابر و مجالس پامنبری دعا خوانان قرار گرفته باشید ؛ نکته ی قابل تامل ؛ تکراری بودن دعاهای اهالی منبر ها می باشد. اصولا انسان در مقاطع مختلف سنی تقاضاهای مرتبط به سن خود را دائما مرور می کند. با نگاهی به دعاهای زیر حس و حدس شما نسبت به زمان دعا نشان دهنده ی همذات پنداری با دعا کنندگان در آن مقاطع سنی است. خدا کنه بابا و مامان نفهمند.......... کودکی خدا کنه نمره و معدلم خوب بشه......دبستان خداکنه این کار مناسب گیرم بیاد.....نوجوانی خدا کنه مثل اون مایه دار و ... باشم .....جوانی از طرف دیگر دعا شوندگان هم بار معنایی خاص دارند. به عنوان نمونه: ان شاالله موفق باشی...... در سن درس و کنکور ان شاالله نامزد بگیری ...... جوانی خدا بهت پسر عنایت کنه..... پس از ازدواج خدا بچه هات رو نگه داره... پا به سن گذاشته ها عروسی بچه هات..... از چهل سالگی به بعد حاج آقا بشی.... از پنجاه سالگی ببعد عاقبت به خیر بشی... پس از شصت سالگی و ... همانطور که ملاحظه شد دعا در مقاطع مختلف سنی در یک محدوده ی زمانی قرار دارد ؛ حتی در زمان های خاص مثل ازدواج ؛ مرگ ؛ خیرات و ... دعاهای خاص خود مطرح می شوند. اما در ماه مبارک رمضان و در ذکر ایام هفته و دعاهای هر روز با تنوع نوع دعا مواجه می شوید. شاید نوشتن ترجمه ی دعاهای یاد شده بر طولانی شدن متن بیفزاید ؛ بدین سبب از آن گذر کرده و مراد از این نوشته بازگو می شود. با تامل بر ترجمه ی دعاها به این نکته واقف شده که متن ترجمه شده ی مجموعه ی دعاها شامل کلیه ی خواسته های بشری که در ذهن و گمان آید ؛ می باشد. با این وصف یک نتیجه ی قطعی از آن استخراج می شود و آن این است که نویسندگان دعا بر این امر واقف بوده اند که انسان در شرایط و مقاطع سنی مختلف ؛ اهتمام به ذکر یک یا چند دعا دارد و باعث غفلت او از خواسته های مورد نیاز دیگرش می شود. هرچند که اشکالی بر آن وارد نیست اما گردآورندگان و نویسندگان دعاها با زیرکی این موضوع را با زمان بندی کردن دعاها و کوتاه نمودن آن حل کرده اند. نویسندگان با این عمل خویش راه میانبر ذکر همه ی خواسته ها را تقسیم بندی دعاهای مورد نیاز به دسته های کوچک ؛ دیده اند و با این کار ضمن تشویق خواننده ی دعا ؛ باتوجه به حجم کم و زمانبری کم قرائت دعاها ؛ او را در مسیری برده اند که خواسته یا ناخواسته تمام نیازهای روحی ؛ روانی ؛ مادی و معنوی خود را در طول یک دوره ی زمانی خاص بیان و در یک سیکل مشخص آن ها را تکرار کند. شاید بیان مجدد ترجمه ی این آیه اهمیت موضوع ذکر دعاها را متوجه نماید ؛ خداوند در آیه ی ۵۹ می فرماید : «...ادعوانی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ؛ همانا کسانی که از بندگی من تکبر می ورزند ( و خواسته های خود را بیان نمی کنند ) به زودی با خواری داخل جهنم می شوند. » . توجه کردن به موضوع پر اهمیتی چون آیه ی فوق به ما اشاره می کند که عدم بیان منطقی و مودبانه ی خواسته ها از خداوند بزرگ مستوجب خسرانی بزرگ است. با نگاهی گذری به دعاهای ماه مبارک رمضان یک نکته ی دیگر به وضوح مشاهده می شود: در دعای روایت شده بعد از نماز های واجب یا همان دعای « یا علی و یا عظیم » این نکته ی بزرگ مستتر است که دعاکننده روایت « الجار ثم الدار » راکاملا پوشش می دهد. در این دعا ؛ دعا کننده ابتدا تمامی مسلمین از هر قشری را مورد عنایت درخواست الهی قرار می دهد و در انتها با چهار خواسته که در آن نیازهای دیگران را نیز لحاظ کرده ؛ دعا را به پایان می رساند. و فقط در چهار خواسته ی اخیر است که نیاز های خود را مطرح می کند . نمودی عینی از « اول همسایه بعدا خودت ». با این نگاه به چند نکته ی اساسی و یا همان راز و رمز دعاهای ماه مبارک رمضان اشاره ای مختصر می شود و آن نکات به قرار زیر است. ۱ - شناسائی تمام نیازها و دسته بندی آنها و درخواست همه ی آنها از خداوند بزرگ ( شناسائی موضوع ) ۲ - اگر فرصت ذکر همه ی دعاها در یک موقعیت زمانی امکان ندارد با برنامه ریزی دقیق آنها را به دسته های کوچک تقسیم بندی کرده سپس در موقعیت های مناسب به ذکر آنها پرداخته شود ( مدیریت محتوا و مدیریت زمان ). ۳ - در ارایه ی درخواست رجحان خواسته های دیگران اهمیت خاص دارد و نگاه « منفعت طلبانه » مبدل به « منفعت عامه » می شود. ۴ - تکرار دعاهایی با منفعت عامه در هر پنج زمان بعد از نماز های واجب و تکرار ناپذیری دعاهای شخصی ( دعاهای روزانه ) نگاه ویژه ی ائدولوژی اسلامی بر توجه به منافع عام را هر روز گوشزد می کند.
به امید جلب توفیق روز افزون الهی....................................التماس دعا |
***
شورا و شهرداری دیگر
***
از: پسر یه مسئول
***
الان چند روزی میشه که شهردار استعفا داده و سرپرستی شهرداری به خانم رحیم مشایی سپرده شده .
اون چیزی که مهمه اینه که اعضای فعلی شورا خودشون رو در این انتخاب نشان خواهند داد و چهره واقعی خودشون و ارزش مدرک های تحصیلی خودشون (که تا حالا آبروی هرچی تحصیل کرده رو برده) رو عرضه خواهند کرد .
اگر خدایی نکرده این بار هم اشتباهی از آن ها سر بزنه و دچار بعضی از حواشی بشوند دیگر فکر نمی کنم بتونند حتی فکر زندگی در رامسر رو تو ذهنشون داشته باشند .
ولی باز باید هشدار داد که دچار بازی های سیاسی نشوید !!!!!!!
آقای گوهررستمی
۸ سال سیاسی بازی کجای مملکت را ساخت ؟؟؟؟؟
اخیرا شنیده شده که باز انتخاب مورد نظر شما صرفا رنگ و بوی سیاسی بازی داره .
مگه مردم ایران چه گناهی کردن که همش باید دود و بوی گند سیاسی بازی مسئولین رو تحمل کنند ؟؟؟؟؟
می خوایم ادای سیاست مداری (نداری) بکنیم ؟؟؟؟
می خوایم بگیم که کشورمون از لحاظ سیاسی رشد کرده ؟؟؟؟
خوب وقتی چیزی ازش نمی فهمیم چرا این قدر زور بزنیم ؟؟؟؟
آقایان اگر از مردم شرم ندارید
لااقل جلوی اون بالایی یه ذره شرمنده باشید .
به هر حال
امیدوارم که این دفعه (به طور اتفاقی هم که شده) درست نگاه کنید و انتخاب کنید .
***
دعوت به مناظره اینترنتی
***
با سلام
مطلبی درخصوص انتخاب شهردار و وضعیت شورای شهر
دوست دارم سوالاتی در خصوص شورای شهر و اینکه شهردار چه خصوصیاتی باید داشته باشند رابیان نمایم که همگی تعریف و توضیحی در مورد آنها داشته باشیم تا بتوانیم به نتیجه ای برسیم .
به نظر شما وظیفه شورای شهر چیست ؟ و فلسفه بوجود آمدن آن چیست ؟
چرا شهردار را انتخاب میکند؟
چگونه شهردا را انتخاب می نماید؟
آیا باید پاسخگو باشد ( شورا) ؟
شهردار باید چه مشخصات فکری شخصیتی علمی وغیره داشته باشد؟
لطفا پاسخهای خود را بفرستید تا در انتهای بحث به نتیجه برسیم.با تشکر-محمودرضا لطیمی
***
قرعه ی شهردار به اسم چه کسی در می آید؟
***
از:نوید رامسر
***
بعد از استعفاء شهردار رامسر چه کسی بر روی صندلی ریاست شهرداری می نشیند؟
شورای شهر ما که از اول شعار خود را مبنی بر انتخاب شهردار بومی به منظور جلب و جذب نظر و رای
مردم اعلام کرده بود به چه دلیل شهردار غیر بومی را بر سر صندلی ریاست نشاندند؟
به چه دلیل بعد از گذشت چند سال به دلیل عدم تفاهم فکری در بین اعضای شورا و شهردار شهر
رامسر بدون شهردار شد؟
ایا شورا در انتخاب مجدد خود شعار زمان کسب رای را به کار خواهد برد یا باز هم از تجربه های قبلی و
شوراهای قبل تر عبرت نخواهد گرفت؟؟؟؟.....
به راستی چرا ما خودمان را دست کم می گیریم و از تخصص و دانش و مهارت
تحصیل کرده های شهرمان استفاده نمی کنیم؟
چرا ما با این همه متخصص باز هم به شهر های دیگر استان وابسته ایم حتی در
مورد انتخاب شهردار؟
(حامیان پیشرفت رامسر)
***
تغذیه در ماه مبارک رمضان
***
از:دکتر ربابه شیخ الاسلام
***
در طول روزه داری دستگاه گوارش برای حدود چندین ساعت خالی می ماند و در واقع این دستگـــاه و ســایر دستگاههایی که به نحوی در هضم و جذب مواد غذایی دخالت دارند استراحت می کنند و بعد از روزه داری به نحو بهتری اعمال خود را به انجام می رسانند. مطالعات متعدد نقش موثر روزه داری را در بهبود بیماری های مختلف نشان داده اند. در اغلــب بیماریهائی که عادات غلط غذایی، چاقی و افزایش وزن در بروز آنها دخالت دارند روزه داری مفید است. مطالعات نشان داده است روزه گرفتن برای مبتلایان به چربی خون بالا بسیار مفید است و میزان چربیهای نامطلوب موجود در خون را تنظیم می کند و موجب افزایش میزان چربی های مفید خون می شود. بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم به کمک پزشک معالج و یک متخصص تغذیه به راحتی می توانند در این ماه روزه بگیرند و از اثرات مفید آن بهره کافی ببرند.
بــه طور کلی پیروی از یک برنامه غذایی صحیح در ایام ماه مبارک رمضان از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا هم بتوان عادات غذایی غلط را اصلاح کرد و هم از برکات معنوی این ماه بهره برد.
تغذیه صحیح به هنگام سحر و افطار
در ماه مبارک رمضان نیز مانند همیشه پیروی از برنامه غذایی متنوع و متعادل شامل چهار گروه اصلی غذایی (نان و غلات، میوه ها و سبزیها، گوشت و حبوبات و تخم مرغ، شیر و لبنیات) ضروری است. با رعایــت تـنوع و تعادل در مصرف غذا نیازهای تغذیه ای شامل آب، املاح، ویتامین ها، پروتئین و انرژی مورد نیاز بدن، تامین می شود. توصیه می شود افراد روزه دار همانند زمانی که روزه دار نیستند سه وعده غذا بخورند که این وعده ها شامل افطار، شام و سحر است اما در ماه مبارک رمضان صرف غذا در دفعات کمتر مثلا" 2 بار در روز نیز اشکالی ندارد و به شرایط جسمی و توانایی فرد بستگی دارد. بهتر است غذای مصرفی در وعده سحری خصوصیات و ویژگی وعده ناهار را داشته باشد تا از ایجاد گرسنگی در طول روز پیشگیری شود.
خیلی ها فکر می کنند هنگام سحر باید غذاهای پرچربی وپرکالری بخورند که در طول روز احساس گرسنگی نکنند.بد نیست بدانید مصرف موادغذایی پرچربی موجب تشنگی شدید می شود ومی تواند مشکلات زیادی ایجاد کند.بعضی ها هم مصرف مواد قندی وشیرینی را ترجیح می دهند درحالی که باید بدانند مصرف مواد قندی به مقدارزیاد در هنگام سحر باعث افزایش ناگهانی هورمون انسولین در خون می شود.با توجه به اینکه هورمون انسولین موجب کاهش قند خون می شود خیلی سریعتر دچاراحساس گرسنگی وضعف می شوید.بنابراین توصیه می شود در وعده سحری از غذای کم چرب مواد غذایی پرفیبرمثل میوه ها وسبزی هااستفاده کنید که منبع سرشاری از فیبر هستند. موادغذایی پرفبیر آب زیادی درخود جذب می کنند وبدن می تواند آن را به اهستگی جذب کند واحساس تشنگی دیرتر عارض می شود.از سوی دیگر فیبرها سرعت حرکت موادغذایی را کاهش می دهند ودرنتیجه احساس گرسنگی دیرتر سراغتان می آید.مصرف آب به مقدارزیاد دروعده سحری ومخصوصا بین غذا توصیه نمی شود چون موجب رقیق شدن شیره معده وآنریمهای گوارشی شده وروند هضم غذا مختل می شود. مصرف مایعات مثل آب آشامیدنی، آب میوه،شیر کم چربی ،دوغ بدون نمک درفاصله پس از افطار تا هنگام خوابیدن کمک می کند که تعادل آب والکترولیت های بدن شما درهنگام روزه داری خفط شود. مصرف زیاد چای توصیه نمی شود زیرا چای مدر است وباعث ازدست دادن آب بدن شما می شود.
می توان در فاصله افطار تا سحر یک وعده غذایی مثل شام سبک را صرف کرد کــه البته این به وضعیت خود شخص و تمایل او به صرف غذا بستگی دارد. در هنگام افطار مصرف غذاهای سبک و مختصر شامل گروه های غذایی شیر و لبنیات (مانند شیر و ماست و پنیر) میوه ها و سبزیها و نان و غلات (مانند برنج و نان) توصیه می شود مانند نان و پنیر و سبزی که یکی از عادات خوب غذایی هموطنان در این ایام است. علاوه بر آن مصرف شیر گرم و فرنی و یــا شیر برنج در هنگام افطار مناسب است. استفاده از مواد غذایی آبکی مثل سوپ، آش، حلیم بــدون روغن و همچنین مایعات به هنگام افطار و سحر موجب حفظ تعادل آب و املاح فرد روزه دار می شود.
علاوه بر آن استفاده از سبزیها و میوه ها در هنگام افطار و همچنین در فاصله زمانی بین افطار تا سحر به دلیل اینکه منبع خوبی از فیبر هستند برای دستگاه گوارش بسیار مفید است و مانع بروز یبوست می شود. توصیه می شود در وعده سحری مقدار مناسبی سبزی های مختلف مصــرف شود. سبزی ها با دارا بودن مواد مغذی مختلف و آب، علاوه بر تامین ویتامین ها و املاح مورد نیاز بدن، از تشنگی فرد در طول روز جلوگیری می کنند. مصرف مواد غذایی شیرین در وعده سحری توصیه نمی شود. مصرف مواد غذایی شیرین با تحریک انسولین موجب ورود قند خون به داخل سلول ها و در نتیجه کاهش قند خون می شوند. به این ترتیب مصرف مـــواد غـــذایی شیرین و حاوی قندهای ساده در وعده سحری موجب می شود شخص زودتر گرسنه شود. از آنجا که میوه ها نیز حاوی قندهای ساده هستند توصیه می شود در وعده سحری کمتر مصرف شوند. انواع میوه را که حاوی ویتامین ها واملاح معدنی است و بسیار مفید برای سلامت بدن می باشد بهتر است در وعده افطار و یا در فاصله افطار تا سحر مصرف کرد.
توصیه می شود برای تامین آب مورد نیاز پس از صرف افطار و تا قبل از خواب به تدریج انواع میوه، چای کمرنگ و سایر مایعات به ویژه آب برای جبران کم آبی بدن نوشیده شود.
هنگام افطار از مصرف چه مواد غذایی باید اجتناب کنیم؟
یکی از عادات غلط غذایی روزه داران این است که به دلیل تشنگی زیاد در هنگام شروع افطار آب سرد،شربت ویا نوشابه مصرف می کنند. بهتر است افطار خود را با کمی آب گرم و یا چای آغاز کنیم. پس از آن می توان از خرما یا کشمش استفاده کردزیرا این دو سبب کنترل اشتها می شوند و از بیش خواری به هنگام افطار ممانعت می کنند. علاوه بر آن مصرف خرما در ماه مبارک رمضان در تنظیم قند خون بسیار مفید اســـت لــذا تـــوصیه می شود که در وعده افطار حتی المقدور 5-3 عدد خرما مصرف شود. از مصرف بیش از حد خرما نیز مانند سایر شیرینی هاباید پرهیز شود. به طور کلی توصیه می شود به جای مصرف انواع شیرینی ها مثل زولبیا و بامیه که فقط حاوی انرژی و فاقد مواد مغذی (ویتامین ها و املاح) هستند، از مواد غذایی طبیعی شیرین مثل خرما، کشمش و انواع میوه استفاده شود. افراط در مصرف انواع شیرینی به هنگام افطار چاقی و اضافه وزن را به دنبال خواهد داشت. مصرف آب زیاد به هنگام صرف افطار سبب اختلال در هضم مواد غذایی می شود. بعد از صرف سحری نیز بســـیاری از افراداز بیــــم تشنــــگی در طول روز به مقدار فراوان آب می نوشند که کار درستی نیست.
توصیه می شود روزه داران عزیز از مصرف تنقلات زیاد در فاصله افطار تا سحر پرهیز کنند. این قبیل مواد دیر هضم هستند و سبب می شوند که به هنگام سحر به دلیل پری معده میل به غذا کاهش پیدا کند. همچنین، مصرف مـــواد غذایی سنگین، دیر هضم، پر چرب و سرخ شده به هنگام افطار مناسب نیست. به طور کلی توصیه می شود به جای غذاهای چرب و سرخ شده از غذاهای آب پز و بخارپز شده استفاده شود.
ماه مبارک رمضان فرصت مناسبی برای ترک برخی عـــادات غلط است. به عنوان نمونه همگان می دانند که مصرف سیگار برای سلامتی مضر است و نه تنها سلامت خود فرد بلکه سلامت اطرافیان فرد را نیز به مخاطره می اندازد. ماه مبارک رمضان که ماه اطاعت از امر خداوند و مقاومت در مقابل وسوسه های شیطانی است این فرصت را در اختیار افراد سیگاری قرار می دهد که مقدمه ترک دائم و یا حتی موقت سیگار را فراهم کنند.
امید است با رعایت تغذیه صحیح در این ایام پربرکت و پرفیض، ضمن حفظ سلامت تن با پیروی از احکام خداوند متعال و انجام عبادات و مناجات در این ماه مبارک بتوانیم روح و روان خود را صیقل دهیم.
توصیه خاص برای افراد خاص
کودکان به خصوص آنهائی که از نظر جثه کوچک و کم وزن هستند بهتر است روزه کامل نگیرند اگر مایلند در برنامه سحر و افطار شرکت کنند می توان آنها را تشویق کرد چون این ایام و گرمی حضور اعضای خانواده به دور سفره سحری و افطاری و محیط سرشار از معنویت آنها را به وجد خواهد آورد و خاطره شیرینی برایشان خواهد بود.
سالمندان اگر روزه می گیرند باید مراقبت بیشتری بنمایند ذخیره آب در بدن سالمندان و کاهش قند خون ممکن است موجب سرگیجه شود و اینگونه سرگیجه ها اگر موجب افتادن شود برای سالمندان خطر آفرین است.
مصرف میوه رنده شده، لبنیات خصوصا" شیر کم چرب، استفاده از انواع سوپ ها و آش ها در افطار و سحر و نوشیدن چای کمرنگ برای آنان مفید است و می تواند تعادل آب و املاح را برقرار کند.
روزه در افــراد بــیمار بــا توجه به نوع بیماری متفاوت است در بعضی از بیماری ها افراد می توانند با مشاوره با متخصص تغذیه روزه بگیرند و حتی گاهی روزه داری برای آنان مفید است ولی بیماران باید نظر پزشک معالج خود را ملاک اصلی قرار دهند و بدون مشورت اقدام نکنند به ویژه افرادی که تحت رژیم های خاص درمانی هستند.
با تشکر از آقای لطیمی
***
اگر بودی بدیدی !! مسئولین بخوانند
***
از: داریوش فریاد رامسر
***
چگونه آلودگی اخلاقی در این مجتمع بود هست !!!!.....
یک روز از روزهای خدا آن روز هم ایام فاطمیه بود من با دوست عزیزی که سید اولاد پیامبر هم بود گفتم این همه مردم میروند توی این مجتمع توی این روز ها هم ایام فاطمیه است چطور متجمعی است که این همه دختر پسر مخاطب داره بریم تو بلاخره رفیتم .
اول ورودی آن نشانه های تهاجم فرهنگی که بیداد می کرد کو دیدگاه بصیرت ! بلاخره این سیده ما گفت : ترا خدا نریم تو ضایعه میشیم !! گفتم بخدا ورود به اینجا عین ورود به میدان مینه دل زدیدم بدریا رفتیم تو وای انگاری دو قدم داخلش عین هو رفتی باشی فرهنگ چقدر وسایل لوکس چقدر تجملات چقدر بی بندباری یک هو فکر کردم توی بازار مرشد دبی هستم تازه انجا اینقدر چشم چرانی و.... نیست ولی اینجا ... هول ورم داشت زنها و دخترکانی که صوری بزک کرده انگار اومدن فرهنگ دارند راحت توی این متجمع تنازی و عشوه گری و پول بیچاره بابا مامانی که با هزار تر فن از عایدات شان اندوخته بودند کف دستشان گذاشته براحتی برخ دیگران می کشیدن و قیمت می گرفتن و بعد تجزیه تحلیل می کردن که نه این جنس خوب نیست این من از ترکیه خریده بودم بهتره و..... گوشم صدای شکستن خنده مضحکانه جوانکی که با گیسوان بلند و روغن زده با تی شرت آستین حلقه ای برنگ زننده ای تن کرده توجه ام را جلب کرد آره براحتی انگاری بیرون این متجمع رامسر نبود شهر شهید پرور نبود بهتربگم ایام فاطیمه هم نبود !! عجبا !! چشم کرده به دخترکانی که با البسه رنگی و زننده ای که هر ببیننده ای را مجذوب خود می کرد براحتی داشتن گناه چرا می کردند ! آره چه فروشندگان و چه خریدار ان این مجتمع انگاری همه از یک قماش بودند ! جالبتر همه ما دو نفر را نگاه می کردند انگاری لباس و پوشش ما برای آنها تازه گی داشت محاسن بلند دوستم و جو گندمی من برای همه گان جالی تعجب بود بهم دیگر اشاره می کردن می گفتند فکر می کردند ما از بچه های منکرات هستیم !!
تازه اصلا به ما توجه ای هم نداشتن فروشنده لوازم آرایشی که فروشگاهش روبروی طبقه دوم بود دخترکی بود شاید ۱۶ ساله چنان آرایش کرده بود آدم فکر می کرد الانه که دارند با ماشین می برند برای جشن عروسی !!
بماند این خاطر تلخ ادامه داشت یکی از فروشنده ها آومد جلو گفت : آقایان کاری توی این متجمع دارند ؟ دوستم گفت دیدی کتکه رو خوردیم !! من با خنده تلخ گفتم آره مگه ما چی مونه نیایم توی این متجمع برای خرید. گفت : آخه اینجای جای شما ها نیست مخصوصا بچه های ماست !! جالب بود !! گفتم : حالا که هوا کمی گرمه ما بخاطر خوردن هوای خنک آومدیم تو گفت : این متجمع کلا مشکل داره تعجب کردم کیم هم ترسیدم گفتم نکنه چند نفری بریزن توی سر ما مارو درب داغون بکنند وقتی چنین جالی چنین نظارتی نباش حتما زور گیری و و..... هم وجو داره دیگه نداره ؟ پی رد خودمان گرفتم بیایم بیرون ولی بخدا نظارتی نیست چه از نظر قیمت رعایت شئونات و بهترین کلمه همان هر کی هرکیه هر جوری لباس می فروشند و.... خوب اخه ترا خدا شما برید ببینید خجالتش می گیره اگر کمی دین دست پا گیرد نباشه تو هم مثل انها بودی و میشی راستی یکی می گفت : وقتی بارون می اد توی زیر زمین پر از آبه کی فرو بریزه با خداست پیمانکارش فکر خروجی آب نکرده از مشکلات این متجمع گفت از سازه های استفاده شده از گرفتن پولهای کلان و جالب اینکه ایشان اعتراض داشتن چرا به این متجمع مجوز دادن ولی پارکینگ نداره بصورت سوری انجام شده ....
این قسمیت از دفترچه خاطراتم بود چون دیدم اینجا بحث پلمب مجتمع نگین شد گفتم شاید بخش دیگر مسئولین هم به این دفترچه خاطراتم رجوع کنند و بدانند چه باید کرد !!
***
آیا مردم می دانند ؟
***
از: یکی از خوانندگان
***
1 . آیا می دانید در مورد طول کشیدن پل رامسر مقصر اصلی کیست ؟
وقتی که در چند سال پیش بحث ساخت چنین پلی مطرح شد فرماندار وقت یعنی سید احمد میری به دلیل اینکه خود مشارکتی و مدیر کل راه استان وقت کارگزارانی بود بر سر مسائل سیاسی اختلاف داشتند و به همین دلیل این پروژه بزرگ به شهرداری واگذار شد .
و دود اون تا حالا هم داره به چشم مردم میره .
2 . در چند سال پیش که تعدادی حق استخدام در یکی از سازمانها به رامسر داده شده بود سید احمد میری که خود اهل بابل بود به استان اعلام کرد که افراد با صلاحیت برای استخدام در رامسر نداریم !!!!!!!!
آیا شما باور می کنید که ما افراد تحصیل کرده ی با صلاحیت در رامسر نداشته باشیم ؟؟؟
3 . بر طبق برخی منابع مورد اعتماد گفته شده که وقتی سید احمد میری جای خود را به فرماندار فعلی میداده حدود 2 میلیارد تومان از اعتبارات رامسر نزدیک بود که برگشت بخوره ولی به هر حال با تلاش مسئولین جدید و هزار دوز و کلک این پول برگشت نخورد و حدود 12 روستای رامسر آسفالت شد .
هر چند میدونم گفتن این حرف ها فایده نداره ولی خوب گفتم تا گفته باشم .
*** گذری برنظریه ی پرداخت نقدی یارانه ها *** از: مهندس مهدی حلاجیان *** | |
مروری بر روند یارانه در کشور را از نظر گذراندید و در آن خواندیدکه : در هنگامه ی گرانی و تورم و در آستانه ی هجمه ی اثر روانی افزایش قیمت ها ؛ اعلام پرداخت نقدی یارانه ها در دستور کار دولتمردان قرار گرفته است ؛ تا شاید تحمل سختی ها ؛ کمی آسانتر شود. اکنون ارایه ی فرم های خود اظهاری و زمان پرکردن آن به پایان رسیده است. بدون آنکه نحوه ی پرداخت ؛ سقف پرداخت و سرانجام فاصله ی زمانی پرداخت ها مشخص باشد. *** حذف تدریجی یارانه ها در دولت سازندگی ؛ هدفمند کردن یارانه ها در دولت اصلاحات و سرانجام طرح تحول اقتصادی در دولت عدالت گستر و مهرورز نام های آشنای مردم در تمرین مرارت و سختی بیشتر و گران شدن مایحتاج عمومی است. چندی است که پرداخت نقدی یارانه ها با اسم جدید « طرح تحول اقتصادی » در رسانه ها و از کلام مسولین در بین مردم امری عادی و پیش پا افتاده فرض شده است. طرحی که قرار است وضعیت اقتتصادی دهک های پائین جامعه یا همان مردم مستضعف سابق را دگرگون نماید. همه در تلاشند تا اثبات کنند که پرداخت نقدی یارانه ها به نفع دهک های جامعه است . آیا به راستی پرداخت نقدی یارانه ها برای افراد دهک پائین جامعه مناسب است ؟ آنچه که مسلم است طرح تحول اقتصادی مطرح شده دارای چندین سرفصل است ؛ اما با بزرگنمائی پرداخت نقدی یارانه ها ؛ موضوعی که بیشتر به چشم آمده پرداخت نقدی یارانه هاست. به طور قطع و یقین کسی از پول بدش نیامده و نخواهد آمد . اما آنچه مردم را نگران کرده است ؛ سیر صعودی قیمت ها و افزایش طاقت فرسای تورم است. این ها عواملی است که گاهی دولتیان از آن به عنوان اثر روانی موثر بر افزایش قیمت ها و تورم نام می برند ؛ غافل از آن که مردم اثرات تورمی و گرانی را با پوست و گوشت خود لمس می کنند. در اینکه باید یارانه ها بطور تدریجی حذف ؛ هدفمند و تحول اقتصادی صورت پذیرد همه ی جناح های سیاسی حاکم و غیرحاکم بر جامعه ی ایرانی بدان وقوف کامل داشته و بر آن پای می فشرند. اما برخی با تشویش و نگرانی و بعضی دیگر با اقتدار آن را دنبال می کنند. کاری که زمزمه ی ساختاری تغییر در آن پس از پایان جنگ تحمیلی آغاز و اکنون به اوج خود رسیده است. رئیس دولت نهم با جدیت به دنبال تحول اقتصادی است و اعلام نموده « حتی یک روز از ریاستش باقی مانده باشد» ؛ آن را به انجام می رساند. کارشناسان مسائل اقتصادی از افزایش سرسام آور قیمت ها و تورم پس از آغاز طرح تحول اقتصادی مطالب مختلف و متغییری منتشر کرده اند . رهبر معظم انقلاب موشکافانه اثرات مثبت و منفی طرح را در جملاتی کوتاه بیان کرده است ایشان طرح تحول اقتصادی را « کار بزرگ دولت نهم » نام گذاری کرده اند و با قابل قبول خواندن سرفصلهای این طرح عظیم افزودند: این کار بسیار مهم حتماً انجام شود اما در این روند باید از هرگونه شتابزدگی مطلقاً پرهیز کرد. در خصوص طرح تحول اقتصادی دولت ؛ در مورد این طرح دیدگاههای مختلفی وجود دارد اما باید مراقب بود اظهارنظرها موجب ابهام آفرینی و اضطراب آفرینی در جامعه نشود. در همی حال محمدرضا فرزین سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی اعلام کرده است : هدفمندسازی یارانهها به هیچ وجه به معنای حذف یارانهها نیست، بلکه صرفاً تغییر روش در دادن یارانههای دولتی است. وی معنای نهایی «هدفمند کردن یارانهها» دادن یارانه به کسانی دانست که واقعاً نیازمند آن هستند. او آغاز این طرح را در چهار فاز در دولت اعلام کرده و سرفصل هی فاز های عملیاتی طرح تحول اقتصادی را اینگونه برشمرد. فاز نخست ، «شناسایی» و در قالب توزیع و جمعآوری فرمهای اطلاعات خانوار در حال پیگیری است. فاز دوم ، «بررسی آثار» است که در این مرحله باید آثار هدفمند کردن یارانهها بر هزینه خانوار، تولیدکنندگان و ... بررسی شود و به همین خاطر، در وزارتخانههای صنایع و کشاورزی، کارگروههایی تشکیل شده که در حال سنجش تأثیرات اصلاح قیمت بر نظام تولیدی به تفکیک هر صنعت هستند. وی با اعلام آگاهی از تبعات منفی طرح تحول اقتصادی گفت : هنگامی که اصلاح قیمت صورت بگیرد، قدرت رقابت در بنگاههای اقتصادی دچار مشکل میشود و به همین دلیل، یکی از دغدغههای مهم این است که چه روشهایی را برگزینیم تا کمترین مشکل را در این زمینه ببینم. مسأله مهم دیگر درباره هدفمند کردن یارانهها، این است که ما چگونه باید اصلاح قیمتها را انجام دهیم و فازبندی آن باید چگونه باشد؟ آیا باید به طور مجزا و در مراحل مشخص انجام شود؟ به طور تدریجی انجام شود ؟ و یا باید آن را به طور ناگهانی اجرا کرد؟ چه سطح قیمتی را باید مبنای اصلاح قیمتها قرار داد؟ به قیمت حوزه خلیج فارس یا قیمتهای جهانی؟ البته او اظهار امیدواری کرد که این موارد در یکی از کارگروههای تحول اقتصادی در حال پیگیری است. از سوی دیگر سید شمس الدین حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی تعیین میزان یارانه پرداختی را طبق طرح تحول اقتصادی و پس از جمع آوری کامل آمار میدانی مرکز آمار ایران وپردازش آن میسر دانست . وی با اطمینان اعلام کرد که این یارانه از نیمه دوم سال آینده پرداخت می شود. آنسوتر محمد رضا باهنر به طرح تحول اقتصادی دولت نهم اشاره کرد و گفت: آرزوی تمام دولتها هدفمندکردن یارانهها بود که کار مهم، لازم، خطیر و حساسی است و به سادگی نمیتوان به سمت آن رفت. و با تبشیر تشکیل کمیسیون ویژهای برای بررسی این طرح در مجلس انذار ی به دولتیان داد و تاکید کرد: اگر دولت بدون اطلاع مجلس، وارد اجرای این طرح شود دخالت میکنیم و ترمز دستی دولت را میکشیم زیرا زمانی این طرح اجرایی میشود که تفاهمی بین مجلس و دولت ایجاد شود. اعلام پرداخت نقدی یارانه ها در نیمه ی دوم سال آینده توسط وزیر اقتصاد و تاکید رئیس جمهور بر آغاز طرح تحول اقتصادی در زمان ریاست جمهوری خود ؛ که دور اول آن در تیرماه سال آینده به پایان می پذیرد بطور خوشبینانه وجود حداقلی خلا چند ماهه ؛ اگر آغاز طرح را در واپسین روز دور اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بدانیم ؛ رقم خواهد زد. این نکته را هم باید افزود که مقام معظم رهبری برفقدان شتابزدگی تاکید داشته و اثرات مخرب تورمی آن را از نظر دور نداشته و تاکید کرده اند که برای مهار آن باید برنامه ریزی شود. کلمات کلیدی بیانات رهبر معظم انقلاب در جمله ی زیر خلاصه شده است : « اجرای خوب این طرح، قدم بزرگی در پیشرفت کشور است اما اجرای شتاب زده آن، خطرها و ضررهایی بدنبال می آورد بنابراین باید با بررسی چشم اندازها و پیامدها، و تدبیر کردن راههای جلوگیری یا کنترل تبعات منفی، این جراحی بزرگ را بسلامت انجام داد. در مورد این طرح دیدگاههای مختلفی وجود دارد اما باید مراقب بود اظهارنظرها موجب ابهام آفرینی و اضطراب آفرینی در جامعه نشود. » پائیز در راه است و زمزمه های بهار مجدد افزایش قیمت ها. براستی سرانجام کار چه خواهد بود ؟ |
***
اوضاع نامناسب آبگرمهای معدنی ساداتشهر
***
از: دوستداران پیشرفت رامسر
به راستی چه کسی جوابگو است؟
این وضع نامناسب دلیلش چیست؟
ناکامی مدیران شهری در اداره یا توجه نکردن به این منابع مهم جذب گردشگر؟!؟!
آبگرمهای ساداتشهر که هر ساله باعث جذب هزاران گردشگر به رامسر می شوند چرا باید اینطور به حال
خود رها شوند ؟
چرا سرمایه گذاریی در این زمینه صورت نمی گیرد؟
شهر داری چرا به این منابع ارزشمند توجهی ندارد و اگر دارد چرا عکس العملی از خود نشان نمی دهد؟
به جرعت می توان گفت آبهای معدنی ساداتشهر خیلی بیشتر از سرعین است چرا سرعین در این
زمینه پیشرفت کرده است و سالانه هزاران مسافر از داخل و خارج به آنجا سفر میکنند ولی ما این منابع
ارزشمند خدادادی را به حال خود رها کرده ایم.
***
احسنت به این استعداد
از: تندر
***
اگه بجای کدو ما بتونم شهردار خوب پرورش بدیم چطوره ؟؟
خوب از اینجا یعنی مرتبط به این موضوع نداره ولی با اعلام کپتی و رسمی استعفای شهردار رامسر
دوستانی که قصد خدمت به رامسر را دارند همان تفکر بومی گیری است یا نه ؟ قصد شان آوردن انصاری است . من باید به نکات یاشاره داشته باشم که هرکس بعنوان و یا حتی عنوان شهردار رامسر را بصورت حرفی هم یدک بکشد در اذهان مردم شهرهای دیگر خواهیم دید و خواهند گفت فلانی شهردار رامسر بود ها بهتر است برای فلان شهر شهردار باشد خوب است خو این تحلیل ساده باید گفت هرکسی از شهر رامسر هر چند انک مسئولیت بگیرد عنوان بزرگتری در آینده و یا در شهر های دیگر مثل کلان شهر ها ارتقاع خواهد رسید !!
عجب ان که هر کسی استاندار و یا فرمانده انتظامی استان مازندران شد همان موقعیت وی در تهران بزرگ و یا اصفهان و شهرهای بزرگ مسئولیت خوبی خواهد داشت این نشانه شایسته پروری است باید مازندران فخر بفروشد .
اما اینبار چه کسی بقول فرشید ناله رامسر خواهد مرد
آیا شهردار دیگر اگر بیاید آید این همه نواقصی شهری بظاهر به دیدگان مسافرین و مهمانان زیبا را چگونه رفع خواهد کرد با این ناهماهنگی بین شورای شهر ما است تفکر اصلاحات و ۲ خرداد در ساختار شهرداری رنگ بوی سیاسی یا بزبان گیلی ( همان بکش نزن )) وجود دارد چگونه ساخته خواهد شد !!
نگرانی ما از این است این مدت عمر تلف شده شورای شهر چگونه می توانند جبران کنند ؟
***
پوز خند به ارزش های اسلامی و جایگاه رفیع انسان ها !!
از: برجکhttp://www.didramsar.blogfa.com/
***
در وانفسا روزگاری که به دلیل ضعف نظارتی مسئولین ، مردم در انواع مشکلات اعم از اقتصادی ، اجتماعی ، گرانی ها ، و ... دست و پا می زنند چشم مان به تاخت و تازهای فرهنگی در غالب نامگذاری مغازه ها آغا شده است .
به تازگی درست در روبروی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامسر کافه تریائی بازگشایی شد ه است تحت عنوان آیس پک با عنوان « قوباغه ی مأیوس » قورباغه ای که با قیافه ی غلط اندازش مشغول نوشیدن معجونی با نی است .
وقتی از سیمای جمهوری اسلامی مصرف کنندگان ایران رادیاتور به خرس تشبیه می شود !!
با ایران رادیاتور کی دیگه می ره غار
باید تابلوهای سر درب مغازه ها این گونه به ریش من و شما بخندد در حالی که اگر رئیس اداره ارشاد رامسر در حالی که فنجان چای را به دست دارد به خودش زحمت گرداندن صندلی گردانش را می داد می دید که درست پشت سرش چه تابلوئی نصب کرده اند ، اگر چه بعید می دانیم مسئولین فرهنگی ما اصلاٌ به فکر این چیزها باشند .
در حالی که شوالیه های فرهنگی دشمن در تمام عرصه ها تاخت و تاز خود را علنی کرده اند و چار نعل دارند می تازند
قله کوه یا مسیر رسیدن به آن یا هر دو ......
***
از: پسر یه مسئول
***
در کوهنوردی دو مسئله مهم است .
یکی مقصد نهایی که همان رسیدن به قله کوه است و دیگری پیمودن مسیر میان پایه کوه تا قله است که لازمه مقصود اصلی است .
این بهترین و واضح ترین مثال برای درک درست راه پیشرفت است .
در کشور هم چنین برنامه ای تدوین شده که به چشم انداز ۲۰ ساله و برنامه چهارساله معروف است .
چشم انداز ۲۰ ساله برنامه هایی است که اثر خود را در دراز مدت نشان می دهد .
ولی برنامه های ۴ ساله هر یک در کوتاه مدت اثر خود را نمایان می سازد .
بدیهی است که توجه به هر دوی این ها منجر به پیشرفت می شود .
متاسفانه یکی از مشکلات دولت نهم توجه بیشتر به کارهای زیر ساختی است (که البته شاید این کارها باید ۱۰ سال پیش آغاز می شد )
البته نفس آن کاری خوب و قابل تحسین است .
چراکه تا زیر ساخت ها تکمیل نگردد مشکلات به قوت خود باقی است .
ولی نکته مهم این است که این تکمیل زیر ساخت ها نباید به روزمرگی لطمه وارد کند .
چونکه یک دید انسان باید به قله و یک دید باید به مسیر باشد .
و هردو مکمل یکدیگرند .
و باز متاسفانه این مسئله گریبان گیر تمام کشور شده است .
مثلا طرح لوله کشی سد میجران را در نظر بگیرید .
پروژه ای که بالغ بر ۱۶۰ میلیارد ریال برای آن هزینه شد .
شاید بتوان گفت که تامین چنین اعتباری آن هم برای شهر ۷۰ هزار نفری رامسر و آن هم برای یک طرح به ناحق افتتاح شده خود کار حضرت فیل است !!!!!!!!!!!!!
ولی به هر حال این طرح انجام شد .
طرحی که شاید سالها قبل باید انجام می شد .
طرحی که بخش زیادی از مشکل کم آبی رامسر را حل کرد ولی نه بصورت کامل .
چراکه مشکل دیگری بنام ضعیف و فرسوده بودن انشعابات وجود دارد .
و این کاری است که باید امروز صورت می گرفت .
بدیهی است که ترمیم انشعابات هزینه خط انتقال را ندارد .
و جالب اینجاست که اگر کس دیگری فردا این کار را انجام داد همه این کارها بنام وی تمام می شود .
در دیدار اخیر مقام معظم رهبری با هیئت دولت وی خطاب به آنها فرمودند :
درست است که ما برای خدا کار می کنیم ولی گاهی لازم است مردم هم کارهای صورت گرفته را بدانند .(نقل با مضمون)
پس با این اوصاف می توان نتیجه گرفت که کارهای زیرساختی و حل مشکلات بروز مردم باید به صورت مثبت بر همدیگر تاثیر بگذارند .
***
مهمانی به سبک خدا
***
***
تا حالا مهمانی زیاد رفتیم. در مهمانی ها، شخص میزبان، سعی دارد در حد توان بهترین پذیرایی را از مهمان خودش انجام بدهد. نوع پذیرایی میزبان معمولاً به نوع نگاه او به شرایط مهمان و نگرش خاص او بر می گردد. جایی که در نظر میزبان، تأمین نیازهای جسمی از اولویت بیشتری برخوردار باشد، طبیعتاً طبق همین نظر، عمل می کند و مهمان را از لحاظ جسمی و خورد و خوراک پذیرایی می کند.
اما تصور کنید یک جا مراسم مهمانی باشد که میزبانش یک انسان خاکی نباشد. میزبانش کسی باشد که خود، انسان را خلق کرده و از همه نیازهای انسان باخبر است. انسان را نیازمند آفریده و بین تأمین نیازهای مادی و معنوی یک رابطه معکوس برقرار کرده است و بهتر از هر کسی می داند که برای انسان تأمین نیازهای معنوی و رسیدن به کمالات انسانی، بسیار بهتر از لذت های زودگذر و ملال آور دنیوی است. به همین خاطر روزه را وسیله ای قرار داده تا ساعاتی انسان از توجه به نیازهای مادی فارغ شود.
وقتی که روحش را از درگیر شدن با امثال غذا و شهوت، خلاصی بخشید، توان درک معارف را پیدا می کند. تا جایی که پرده ها از جلوی او کنار رفته، شمیم شیفته کننده معشوق حقیقی را حس می کند:
نسیم نفس دوست، به من خورد چه خوشبوست!
همینجاست همینجاست! همه خانه بگردید!
چه شیرین و چه خوشبوست، کجا خوابگه اوست
پی آن گل خوشنوش، غریبانه بگردید!
***
مسئله این است: شورا و شهرداری
***
از: فرشید کریمی(ناله رامسری)
***
***
به نامِ باعثِ نام ها
به گِل یکباره نتوان زد درِ امیدواران را
اگر ما را نمی خواهی، نامهء ما خواندنی دارد
نامهء اوَّل :
رسمِ شهردار کُشی!!...
از سریال نامه هایِ سرگُشادهء
فرشید (یعغوب) مسگرانکریمی
((ناله رامسری))
به
شورایِ اسلامیِ شهرِ رامسر
و...
1
به عنوانِ مُقَدَّمه :
اولِ آخرِ چرا همیشه
سَر گشاده بودنِ نامه هایم :
• آیا اکنون، یکنفر دارد این مطالب را می خواند یا جمعیتی؟!... .
• البته، اگر هم آن یکنفر - یکنفری باشد که، همیشه به فکر رتق و فتقِ امور و مناسباتِ جمعی است وَ سودِ فردی را جدایِ از منافعِ جمعی نمی داند؛ پس همانا، جمعیتی دارد این نوشته را می خواند... .
• و آیا این یکنفر، بهتر از افرادِ آن جمعیتی نیستند که حتی به فکرِ خود نیستند، چه رسد به اینکه فکرِ جمغیت شان باشند؟!...
• من از آدمی و آدمیزاد؛ که یکنفرِ جدایِ از جمعِ انسانی است – حرف نمی زنم... .
• من از یکنفری حرف می زنم که به جمع پیوسته باشد... به پندار – گفتار وَ رفتارِ جمعی رسیده باشد...
• من از انسان و انسانیت حرف!!... می زنم .
• من از دموکراسی ای که ؛ حکومت مردم بر مردم تعریف گردیده است؛ هرگز دم نزده ونخواهم زد بلکه؛ در حال تمرین و درکِ دموکراسی ای که؛ محبتِ مَردُم بر مَردُم و نه!... حکومت مَردُم بر مَردُم تعریف شده است؛ می باشم تا ایمان آوریم که واقعیتِ ادیان و ماندگاری اقوام؛ رابطه ای ماورایی با این عطیهء الهی یعنی محبت دارد.
• و اگر در مقابل دموکراسی از دیکتاتوری حرفی به میان نمی آورم چون اعتقادم بر این است که دیکتاتوری ساخته ذهن خود مردم است ولا غیر... و تا زمانی که مردم مقداری از فضای ذهنی شان را به باور حتی واژهء دیکتاتوری پُر می کنند دیکتاتوری خواهد بود وماندگار.
• آیا شما فکر می کنید دیکتاتوری در زمین های کشاورزی می روید؟!...چگونه؟!...
• بنابراین من بایداز محبت و انسانیت انسان فقط حرف هم شده بزنم ؛ تا انسانی که از طریقِ تجربیاتِ فردیِ خویش در راهِ خدمتگذاری وَ محبَّتِ به همهء انواع وَ سطوحِ آدمی و آدمیَّت آنهم بدونِ وارد کردنِ اجباریِ گرایشاتِ اعتقادی – سیاسیِ خویش، مشعوفِ جمعِ انسانی وَ خدمتگذاریِ به آن شده باشد را ؛ در مقامِ راهنما دَریابَم تا به کاهشِ غلط املاییِ دانشی وَ بینِشی در امرِ خدمت رسانیِ حَدَّالمَقدور قلمی ؛ وسرعت و دقَّت بخشیدنِ به آن، اقدام نمایم... .
• وَنَه از یکنفری حرف می زنم که از جمع گرایی به دلیلِ حفظِ غیرِ معمولِ منافعِ فَردی وَ تأمین آسودگیِ طیفی خاص ،گریزان است... .
• امّا چرا سَرگُشاده نویسی را برایِ حرف زدن انتخاب کرده ام؟...
• بدونِ شک بعضی ها بر این عقیده اند که : هدف از نشر و پخشِ نامه هایِ سَرگُشاده پَرده دَری... وَ اعلامِ وضعیتِ خَطَر... وَ ایجادِ فضایِ عدمِ امنیتِ روانیِ جامعه... وَ تَخریبِ مَواضع وَ شخصیتها بوده... وَ نِگارَندهء آن نیز عِیبجویِ قلم بدست می باشد . دَر حالی که صفاتِ فُوقُ الذِکر بیشتر به خاصیتِ شَبنامه ها وَ دیگر اقسامِ گُفتارها و نِوِشتارهایِ بی نام و نِشان نزدیک است .
• بنابراین بجاست این شاه بیتِ (( کلیمِ کاشانی )) را تقدیمِ این بعضی ها بنمایم :
خود را چُنان که هستی، بِنما به عِیب جویان
چون پَرده ای نَداری ، کَس پَرده دَر نَباشَد
• امّا هَدَفَم از نَشرِ سِریالنامه هایِ سَرگُشاده، دعوت از خیر خواهانِ اَندیشمندِ عرصه هایِ مُختَلِف به رویکردِ نوشتاری؛ به جهتِ ایجادِ ((فضایِ حضورِ قلمیِ نظرات وَ پیشنهاداتِ شهروَندی )) دَر جَهتِ مشارکتِ فکریِ همسو با توسعهء همه جانبه، در امورِعلمی- فرهنگی- ورزشی- هنری- اجتماعی- عقیدتی و سیاسی- اقتصادیِ ( وَ... ) شهرِ رامسر می باشد.
• در این راستا چه بسا نامه های سرگشاده، مخاطبین پایتخت نشین نیز داشته باشد و از مطبوعات محلی و کشوری نیز سردر آورد ؛ این امر مهم بستگی مستقیم به حسن نظرِ اهل مطبوعات به انعکاس نظرات وپیشنهادات و انتقادات و طرح پرسش های مردمی و درجِ پاسخ هایِ مسؤلین داشته و دارد .
• در این حال مخاطبینِ محترمِ نامه های سَرگُشاده می توانند امرِ خیر را حتی از تُندتَرین وَ لَجوجانه ترین مقالات نیز استخراج و نسبت به آن اقدام نمایند.
• در پایانِ این بخش، از تمامِ یکنفرها حتّی از یکنفرهایِ حاضر در شعرِ (( یکنفر)) که در پایین این مرقومه آورده شده است؛ نیز تقاضامندم برایِ شروعِ با هم اندیشی، دَرپوشِ قَلَمهایشان را گُم کُنَند تا شایعهء بی تفاوتیِ جامعهء شهروندیِ رامسر به امورِ داخلی وَ بیرونیِ شهرشان رامسر، به قُوَّتِ توان وَ دِرایَتِ قَلَمیِ تان عملاًً تکذیب گردد.
• باشد اینکه سایهء قَلَمتان چَشمِ ناظِرِ مَردُمی، بَر رَوَندِ شکل گیریِ اُمورِ توسعهء همه جانبهء شهریِ رامسر گردد... .
• وَ نِگارَنده نیز قُول داده است همچنانکه با توَّجه وَ تَشویقِ همشهریانِ محترم ((ناله))یِ شعرهایشان شده است در این عرصهء پیکارو عَمَل همچون مردِ جَنگی پادویِ نَشرِ سَرگُشاده نویسی هایِ با نام و نشانِ تان باشد.
• وَ خلاصه مِثلِ اینکه؛ برایِ رسیدنِ به آرامش، باید لذَّتِ تَرکِ آسایش را چِشید وَ بجایِ اینکه ببینیم (( که؟! )) می گوید بفهمیم (( چه؟! )) می گوید :
تََََرکِ آسایش اَگر لذَّت ندارد پس چرا ؟!
گُل به آن نازُک تَنی از خار بستر می کُنَد
عقل اگر داری به چشمِ کَم مَبین دیوانه را
یِکتَن اقلیمِ بیابان را مُسَخَّرمی کُنَد
به امید روزی که همه بنویسند .
پس :
بنویسید
بنویسید
بنویسید
باتقدیم احترام :
فرشید مسگران کریمی
(( ناله رامسری ))
یکنفر
یکنفر مشغولِ آتش بازی اَست
بی شک او در حالِ دُشمَن سازی اَست
چوب لایِ چرخِ عالَم می کند
او زِ نَسلِ اصلِ سنگ اندازی اَست
یکنفر دارد تَماشا می کند
آنچه می بیند- حاشا می کند
دَر لِباسِ دیگری دَر جَمعِ ما
مهربانی هایِ بی جا می کند
یکنفر بلبل زبانی می کند
بی رضایت زندگانی می کند
بَر خَلافِ ادعایِ اصلی اَش
فکرهایِ آنچنانی می کند
یکنفر می سوزَد امّا ساکت است
شمعِ خاموشِ سراپا ساکت است
إِدِّعا دارد نمی ترسد عَجَب...
آری آری بی مُحابا ساکت است
یکنفر زیرََک مآبی می کُنَد
آبتنیِ زیرِآبی می کُنَد
لذت دنیا برای او نکوست!
رهنمون های سرابی می کُنَد
یِکنَفَر هَم کَمکَمَک لِه می شود
خونِ مورَگهایِ لالِه می شود
وقتِ پیکار و عمل چون مردِ جَنگ
دَر درونِ شِعر (( نالِه )) می شود
شعر از :
(( ناله رامسری ))
........................................................................
رسمِ شهردار کُشی!!...
باسلام :
حکایت کرده اند ؛ حاکمی در حالِ مرگ بود . فرزند او از پدر تقاضایِ تاج و تخت و جانشینی نمود . و حاکم چون فرزندِ خویش را بیشتر از حکومتش!! دوست می داشت دلِ فرزند شاد نمود و حکومت به شرطی به فرزند بخشید...
و اما آن شرط :
حاکم چون از بی کفایتیِ فرزند در امرِ حکومت و حاکمیّت آگاه بود سه پاکتنامهء مشکِل گُشایِ شماره گذاری شده از (1) تا (3) به فرزند داد تا خدایِ نکرده چنانچه فرزند در امرِ حکومت دُچارِ ضعف شد وَ نابسامانی باعثِ اوج گرفتنِ صدایِ اعتراضِ مَردُم گردید به ترتیبِ شماره ؛ پاکتنامه های مشکِل گُشا را برای رفعِ مشکل بگشاید... .
حاکم دارفانی را وداع گفت وفرزندش حاکم شد... .
چندی گذشت وپیش بینیِ پدر درست از آب دَر آمد و فرزندِ گرفتار به یادِ پاکتنامه ها افتاد... .
پاکتِ اوّل را گشود ؛ پدر چنین نوشته بود :
(( فرزندم می دانم اکنون روزگار بر تو سخت آمده است امّا نگران نباش و برایِ ساکت کردنِ مردم یکی از وزرا- را بدونِ محاکمه به دارِ مجازات!! بیاویز و در یک نطقِ جانانه وزیر را به عنوانِ عاملِ اخلال گر و نابسامانی در نظمِ کشورداری اعلام کن تا سر و صدایِ مَردُم فروکش کند... ))
...و فرزند چُنان کرد که پدر نوشته بود و ملَّت نیز از این اقدامِ شجاعانهء حاکم جوانِشان به وَجد آمده و دلگرم شدند... .
چندی بعد نابسامانی شدتِ دوباره گرفت و فرزند پیِ پاکتنامهء دوّم رفته ونتیجهء نامه وبه عبارتی دیگر سفارشِ پدر در نامهء دوّم را اینگونه به مردم ابلاغ نمود :
ملَّتِ غیور!! و صبور!! و... حَقّ باشماست. نابسامانی بیداد می کند امّا آنقدر وسعت و عمقِ ویرانیِ وزیرِ اخلال گرِ اعدام شده زیاد بود که تاکنون مشغولِ جبرانِ آن ویرانی بوده ایم و اکنون به صبر و استقامتِ شما نیازمندم... .
بدین ترتیب فرجه ای دیگر از طرفِ مَردُم برایِ ادامهء حاکمیَّت یافت.
چندی بعد دیگر بار نیز اعتراضاتِ مردمی به نهایتِ خود رسید وپاکتنامهء سوّم گشوده شد .
حاکمِ فقید در پاکتنامهء سوّم با ادبیاتی دستوری فرزند خویش را سفارش نمود که حاکمیّت بر زمین گذارده ودر جهت نجات جانِ خویش بگُریزد... . امّا فرزند که دستش به خونِ وزیر آلوده وَ طعمِ حکومت بر دهانش شیرین نشسته بود به جهتِ بقاءِ خود و حکومتش شرطِ پدر شکست وَ فقط پاکتنامهء اوّل را سرلوحهء حکومتِ خویش قرار داد تا در تاریخِ حکمت (( حاکمِ وزیر کُش )) لقب گرفت... .
به اعتقادی ؛اگر چه در شهرمان وزیر نداریم خوشبختانه همیشه ((شهردار)) خواهیم داشت ومن با این نامه قصد ندارم سنتِ دیرینهء ((وزیر کُشی)) را منسوخ نمایم تا متفاوت خوانده شوم بلکه فقط می خواهم اینبار سنتِ ((وزیر کُشی!)) نَه!... بلکه((شهردار کُشی)) را با انجامِ ((محاکمهء مقایسه ای)) منطبق بر منابعِ معتبرِ ((قیاس و سنجشِ محاکمه)) از جمله؛ ((مجموعهء بیاناتِ مقامِ محترمِ رهبری)) مرسوم نمایم تا ((شهردار کُشی)) به شیوهء ((محاکمهء مقایسه ای)) بانی و باعثِ حفظ- تقویت و افزایشِ سطحِ آگاهی؛ وحفظ و ارتقاءِ روحیهء حقیقت جویی و حقیقت طلبیِ جامعهء شهروندیِ رامسر که با حضورشان در اغلبِ صحنه هایِ فرهنگی - اجتماعی- اقتصادی- عقیدتی و سیاسی- وغیره... بارها با اتخاذِ دیپلماسیِ صبوری!!... خواستارِ توسعهء همه جانبهء شهرِ خویش ((رامسر)) نیز بوده اند – گردد...
در حالی که ((وزیر کُشیِ بدونِ محاکمه)) در جهتِ اغفالِ مَردُم و نجاتِ خویشتن از بحران هایِ حاصل از اندیشهء بیحاصل است وَ نَه نجات و امانتداریِ مَردُم... .
حِکمَتِ شیوهء جدیدِ ((رسمِ وزیر کُشی))تحتِ عُنوانِ ((شهردار کُشی با محاکمهء مقایسه ای)) و... نه بدونِ محاکمه... از مقایسهء دو شیوهء حاکمیَّت زمانهء ((حاکم وزیرکش)) وحاکمیت زمانهء ((شوراهای شهردارکُش)) نشأت گرفته است .
اگر که در زمانهء ((حاکم وزیرکش بی محاکمه)) امر حاکم فقید در پاکتنامه ها برای فرزند دیکته شده بود در جهت اغفال مردم و نجاتِ فرزند و... نه نجات ملت و میهن ...
در عوض و خوشبختانه در زمانهء (( شوراهای شهردارکش )) منابعِ گوناگون و معتبرِ (( قیاس و سنجشِ محاکمه مقایسه ای )) از جمله؛ (( کتابچهء منشورِ خدمت رسانی : مجموعهء بیاناتِ مقامِ محترمِ رهبری در دیدار اعضای اولین و دومین دورهء شورای اسلامی شهر تهران)) در راستای خدمت گذاری به آحاد مردم به ویژه قشر آسیب دیده و آسیب پذیر و (( قانون شرح وظایف اعضای شورای اسلامی شهر و شهردار)) و ((اقسامِ قوانینِ شرحِ خدماتِ تشکیلاتِ شوراها و شهرداریها)) و بسیاری دیگر از این دست منابع وجود دارد...
اما...
1 - چون هر یک از اعضای محترم شورای اسلامی در (( التزام عملی )) به (( مقام و راه عظمای ولایت مطلق فقیه )) – (( سوگند )) یاد نموده اند... .
2 – و...چون دستیابی به قانون شرح وظایف شوراها و اعضای آن - همچنین ؛ شرح وظایف شهرداریها و شخص شهردار؛ به اندازهء عدول از همین قوانین آسان است!!... اما؛ دسترسی به متن بیانات رهبری کمی دشوار تر است...
بنابراین برای ارزیابی شهردار در مراسم و مراحلِ مرسومِ اغلبِ شوراهایِ اسلامیِ شهر در سراسر کشور به هنگامِ انتخاب، انتصاب ودر نهایت عزل های بجا وگاهی هم نابجا و به شیوهء شهردار کشی به مجموعه سخنان مقام رهبری به عنوان منبع قیاس لازم الإِجراء رجوع می کنیم .
ایشان در مورد خصوصیات یک شهردار چهار خصیصهء ذیل را تشریح نموده اند که پس از ذکر هریک؛ می پردازیم به طرح سؤالات همان خصیصه در راستای خبرهای متفاوت تغییر مدیریت شهرداری رامسر که امیدوارم اعضای محترم شورای اسلامی شهرمان رامسر خصوصاًً مسؤلیت محترم کمسیون فرهنگی – امور اجتمایی شورا و به صورتی مجزا شهردار مستعفی متعاقباً به جهت تنویر افکار عمومی شهروندان در امور مستقیم خویشتن اقدام فرهنگی پاسخگویی را مبذول و مرحمت دارند.
خصوصیات شهردار :
((از بیانات مقام محترمِ رهبری))
1-لیاقت و کفایت :
(( به نظر من در شهردارانی که انتخاب می کنیم، چند چیز خیلی مهم است: در درجه اول ، لیاقت و کفایت لازم است؛ افرادی باشند که عرضهء این کار را داشته باشند و بتواند بارهای سنگین را بر دوش بگیرند؛ آدمهای ضعیفی نباشند که نمی توانند کارها را پیش ببرند.))
سؤالات مربوط :
از نظر اعضای محترم شورای اسلامی شهر رامسر لیاقت و کفایت یک شهردار یعنی چه؟
اگر شهردار منتخب سومین دورهء شورای اسلامی شهر رامسر دارای لیاقت و کفایت تعبیر شدهء مقام معظم رهبری نبود اصرار شورا به انتخاب وی تحت چه مناسباتی انجام پذیرفته بود؟
بارهای سنگینی که در پی تصمیمات شورا بر دوش شهردار گذاشته شد تا عدم کفایت و لیاقت وی آشکار گردید کدام یک از تصمیمات شورا بود ؟
آیا امکانات و ابزار مناسب تصمیم گیری جهت بروز کفایت و لیاقت شهردار؛ بدون دخالت سلایق شخصی و سفارشی در امور مدیریت اجرایی وی از طرف شورا فراهم آورده شد؟
آیا جناب مهندس قربانی شهردار مستعفی!! شهر رامسر.به احترام مردم صبور شهر رامسر و برای زنده نگه داشتن روحیهء حقیقت جویی شان مطلبی نخواهند نوشت ؟
2-متدین، امانت و پاکدامنی :
(( در کنار این لیاقت و کفایت، صلاح و پاکدستی و پاکدامنی مورد نظر است. اگر کسی با لیاقت باشد، متدین و صالح و با گذشت از انگیزه های مادّی نباشد، لیاقت او به ضرر تمام خواهد شد. هر چه آدم ناباب، لایق تر باشد، بهتر می تواند از راههای نا مشروع برای خود یا برای کسانی که خودش می خواهد، کسب درآمد کند. بنابراین تدین و امانت و پاکدامنی هم در شهردارانی که در سراسر کشور انتخاب می شوند، یک شرط بسیار لازم است.))
سؤالات مربوط:
آیا شهردار مستعفی!! و منتخب سومین دورهء شورای اسلامی شهر رامسر خصایص برشمردهء تدین، امانت و پاکدامنی را بر خوردار نبوده است؟
جناب مهندس قربانی آیا خصایص برشمردهء فوق نزد شورا از درجهء اهمیت و توجه لازم برخوردار بود ؟
3-شجاعت :
(( شرط بعدی شجاعت است. شهردارانی که انتخاب می شوند، باید مردمان شجاعی باشند. بعضی اوقات شهرداری باید کاری را انجام بدهد که با جوسازی هایی مواجه خواهد شد. وقتی شوراها کار صحیح را تشخیص دادند وبنا شد شهردار آن کار را بکند ،آن را با شجاعت انجام دهد. قرآن می فرماید : (( وشاور هم فی الأمر فاذا عزمت فتوکل علی اللّه )) : مشورتت را بکن ؛ اما وقتی به نتیجه رسیدی و عزم کردی، به خدا توکل کن؛یعنی منتظر هیچ چیز دیگر نباش. اگر بعضی ملاحظات در کار شهرداران راه پیدا کند، مطمعنن کار ها متوقف خواهند ماند.))
سؤالات مربوط :
اعضای محترم شورای اسلامی شهر رامسر آیا شهردار انتخابی شما از شهامت تعریف شده برخودار نبود ؟ چرا؟
آیا اعتقاد شهردار مستعفی!! جناب مهندس قربانی این است که شهامتش لیاقت و کفایتش را زیر سؤال برده است؟ چگونه؟!
4-ساده زیست، دارای انضبات مالی و توجه ویژه به اقشار محروم :
(( نکتهء دیگری که در خصوص شهرداران لازم است، این است که هم خودشان مردمان ساده زیست و دارای انضباط مالی در امورشان باشند، هم به قشرها وطبقات محروم توجه ویژه داشته باشند شما ملاحظه کنید ببینید خدمات شهری- بخصوص در شهرهای بزرگ – بیشتر به سمت چه کسانی جاری می شود ؟.ما خیلی از شهرهای بزرگ را می شناسیم که خدمات شهری در آنها برای طبقات محرومی که در محلات به اصطلاح پایین شهر زندگی می کنند،بمراتب کمتر از خدمات شهری در محیط های مرفه است.))
سؤالات مربوط:
نمرهء ساده زیستی شهردار مستعفی!! و انضباط مالی وی در امور شهرداری از دید شورای اسلامی شهر رامسر چند است؟
آیا شهردار مستعفی باند پرور و مافیا اندیش بوده؟ و به اقشار و طبقات محروم شهروندی توجهی نمی نمود؟
آیا شهر ما از آن دسته از شهرهای بزرگ تعریف شدهء مقام محترم رهبری است؟
جناب مهندس قربانی نظر شما در خصوص ساده زیستی چیست؟
نحوهء اجرای انضباط مالی در امورتان چگونه بود؟
جناب مهندس قربانی آیاتوجه به اقشار محروم جزء برنامه های شما نبود؟
مقام محترم رهبری همچنین در خصوص وضعیت شهرداریها و امین بودن شهردار فرموده اند:
((توجه داشته باشید که رابطهء مردم با شهرداریها، چندان حسنه نیست. البته نمی گوییم در همه جا این طور است – بعضی جاها انصافا شهرداریها خدمت کرده اند – اما در بسیاری از جاها شهرداریها مظهر کاغذ بازی و اذیت کردن و بازی کردن با اعصاب و وقت مردم شناخته شده اند. ما در نظام اسلامی و جمهوری اسلامی باید طوری عمل کنیم که شهردار از نظر مردم مطمعن ترین و امین ترین فرد به حساب بیاید؛بدانند به آدمی که در امر ادارهء شهرستان اعتماد می کنند، امین و مطمعن است.))
سؤالات مربوط:
آیا رابطهء مردم رامسر با شهرداری شهر رامسر رابطه ای حسنه است؟ و آیا پاسخ شورا به این سؤال از باور مردمی نشأت می گیرد؟
آیا شهرداری شهر رامسر مظهر کاغذبازی و اذیت کردن و بازی کردن با اعصاب و وقت مردم نیست؟ وآیا در پاسخ به این سؤال نیز باور مردمی لحاظ می گردد ؟
از نظر شورا شهردار امین و مطمعن چگونه شهرداری است؟
جناب مهندس قربانی به نظر شما و با توجه به سابقهء تان در شهرداری رامسر و بنا به تعبیر مقام محترم رهبری؛شهرداری رامسر نیز مظهر کاغذبازی و اذیت کردن و بازی کردن با اعصاب و وقت مردم می باشد ؟
مصداق کامل امانتداری :
مقام محترم رهبری در خصوص مصداق کامل امانتداری از سوی شوراهای اسلامی سرار کشور فرموده اند :
(( در امانتداری، هیچ ملاحظهء سیاسی نکنید. یکی از قلمهای مهم امانتداری رأی مردم این است که؛ شهردار خوب انتخاب کنید؛ این مصداق کامل امانتداری است. در همه جا – چه در تهران و چه در شهرهای دیگر – برای انتخاب شهردارها انگیزه ها و تمایلاتی برای فشار آوردن وجود دارد که هر آدم ذی نفوذ و هر جریانی تمایلی به یک جهت و طرفی دارد. این فشارها نباید در رأی و انتخاب شما تأثیر بگذارد. نگاه کنید ببینید چه کسی برای این کار مناسب است ، او را انتخاب کنید؛این مصداق کامل امانتداری یی است که می تواند به معنای واقعیِ کلمه استیفای حقوق مردم بکند.))
آیا اعضای محترم شورای اسلامی شهر رامسر با انتخاب و متعاقباً عزل شهردار منتخب خویش مصداق امانتداری مشروحه را به شکل کامل آن ادا نموده اند؟
آیا در انتخاب و عزل شهردار مستعفی!! و انتخاب شهردار آینده انگیزه ها وتمایلاتی برای فشار آوردن وجود داشته و دارد؟
جناب مهندس قربانی آیا فشارهای مزبور در تسلیم استعفاء شما به شورای اسلامی شهر رامسر نقش داشته است ؟
و اگر به میل و اختیار فردی اقدام به استعفاء نمودید؛ انگیزهء شما از قبول تصدیِ امورِ شهرداریِ رامسر در مدت اندک چه بوده است ؟
اگر انگیزهء حساب شده ای داشتید عوامل درون و برون سازمانی ای که، باعث برهمریزی محاسباتتان شده است را از منظر آسیب شناسی ساختاری و محتوایی منشور خدمات رسانی شهرداری رامسر و رفتار شهروندی مرتبط با حیطهء شهرداری را روشن نمایید.؟
خاصیت پرسش های بالا و پاسخ های آتیِ اعضای محترم شورای اسلامی و شهردار مستعفی!! شهر رامسر:
بطور کلی خاصیت سؤالات برشمردهء فوق و درخواست صدور پاسخ سؤالات از منبع موثقی چون شورای اسلامی شهر رامسر همچنین از سوی شهردار مستعفی در روشن سازی افکار عمومی شهر و شناخت توانمندیها و خصوصیات شهردار آتی شهر رامسر نهایت تأثیر را خواهد گذاشت. و امید است پاسخ های مزبور به ما نشان دهد که تحرکات اخیر کاملاً بر اساس تعقُّل ونه اجبار و حاصل از اندیشهء بی حاصل بوده و آنچه که ما از آن به عنوان (( شهردار کُشی )) بیان داشته ایم، در این مورد جایی از اِعراب ندارد.
به امید روزی که اگر نانتان نبود نامتان باشد.
یا حق و یا باعث
با احترام :
فرشید (یعقوب) مسگران کریمی
(( ناله رامسری ))